کوریره دلا سرا: جمهوری اسلامی دروغ میگوید، چچیلیا سالا نباید در زندان اوین بماند
روزنامه ایتالیایی کوریره دلا سرا در گزارشی، تماسهای چچیلیا سالا، روزنامهنگار ایتالیایی را که در زندان اوین زندانی است، شوکهکننده توصیف کرده و نوشته است که او از ابتداییترین امکانات محروم است، روی زمین میخوابد و حتی عینکش را نیز از او گرفتهاند.
این روزنامه اظهارات مقامات جمهوری اسلامی مبنی بر «برخورد محترمانه» با چچیلیا سالا را دروغ خوانده و نوشته است که با او نیز مانند دیگر زندانیان سیاسی رفتار میشود و کرامت انسانی زندانیان لگدمال میشود. سالا نمیتواند در پشت دیوارهای زندانی بماند که در آن حقوق بشر رعایت نمیشود.
به نوشته این روزنامه سالا سهشنبه، ۱۱ دی، توانسته با پدر و مادر و نیز دانیله راینری، شریک زندگیاش تماس بگیرد. او از روز اول دی در بازداشت بهسر میبرد.
سالا در این تماس گفته است: «زودتر اقدام کنید.»
روزنامه کوریره دلا سرا در گزارش خود تاکید کرده است برخلاف اظهارات مقامات جمهوری اسلامی، بستهای شامل مایحتاج اولیه که سفارت ایتالیا در تهران برای سالا فرستاده بود، به او تحویل داده نشده است.
این روزنامه نوشته است که چچلیا سالا در سلولی که به اندازه قد اوست، بدون آنکه تخت و تشکی داشته باشد، روی یک پتو روی زمین میخوابد و تنها یک پتوی دیگر برای محافظت از خود در مقابل سرمای بسیار سوزان زندان اوین دارد.
سالا از ۹ دی، یعنی از روزی که با پائولا آمادی، سفیر ایتالیا دیدار کرد، کسی را ندیده است. او حتی نگهبانان را هم نمیبیند، و غذایش را که عمدتا خرماست، از شکاف در سلول دریافت میکند.
روزنامه کوریره دلا سرا در گزارش خود تاکید کرده است که چچیلیا سالا نه تنها کیک کریسمس و شکلات و سیگار و ژاکتی دریافت نکرده، بلکه به چهار کتابی که همراه خود داشته نیز دسترسی ندارد و حتی ماسکی ندارد تا از چشمانش در مقابل نور فلورسنتی که ۲۴ ساعته روشن است محافظت کند. او از تمامی امکانات اولیه محروم است و حتی عینکش را هم از او گرفتهاند.
به نوشته این روزنامه، خانواده این روزنامهنگار ایتالیایی دلخوش به پیامی بودند که مقامات پس از دستگیری سالا گفته بودند. آنها گفته بودند که با چچیلیا محترمانه برخورد خواهد شد اما اکنون روشن شده که چنین نیست.
گرتا پریویترا، گزارشگر روزنامه کوریره دلا سرا، افزوده است که با چچیلیا سالا در زندان اوین، زندانی که نماد سرکوب جمهوری اسلامی است، همانند دیگر زندانیان سیاسی رفتار میشود. در این زندان شیوه کار یکسان است: بدون کرامت.
به نوشته او، در اولین روز سال نو میلادی به چچیلیا سالا اجازه داده شد که با پدر و مادر و شریک زندگی و همکارش دانیله راینری تماس بگیرد. اما این تماسها برای خانواده چچیلیا بسیار شوکهکننده بود زیرا آنها گمان میبردند که او در شرایط بهتری است.
کوریره دلا سرا افزوده است که در پی این تماسها، ایتالیا خواهان آزادی فوری چچیلیا سالا شده و از حکومت ایران خواسته که ضمانتهای لازم در مورد شرایط نگهداری او را در زندان بدهد.
گزارشگر این روزنامه در ادامه گزارش خود تاکید کرده است که جمهوری اسلامی همین است و هرگز به وعدههایش عمل نمیکند.
روایت جمهوری اسلامی از وضعیت چچیلیا سالا با روایت او کاملا فرق دارد. آنها گفته بودند که برای این روزنامهنگار ایتالیایی سلولی تکنفره انتخاب کردهاند تا احساس امنیت و حال بهتری داشته باشد.
آنها همچنین گفته بودند که بسته ارسالشده از سوی سفارت ایتالیا در تهران را که شامل کیک و شکلات بهمناسبت آغاز سال نو میلادی، کتاب و مایحتاج اولیه بود، به او دادهاند.
روزنامه کوریره دلا سرا تاکید کرده که هیچ از سخنان مقامات جمهوری اسلامی حقیقت ندارد و چچیلیا سالا یک زندانی در دست آیتاللههایی است که هنوز حتی اتهام او را مشخص نکردهاند و با یک اتهام کلی به اسم «نقض قوانین جمهوری اسلامی» او را در سلولی انفرادی بدون هیچ امکاناتی نگه داشتهاند.
به نوشته این روزنامه، چچیلیا که در اولین تماس خود با خانواده پس از دستگیری گفته بود «زودتر اقدام کنید»، این جمله در تماس روز سهشنبه ۱۱ دی، هم تکرار کرده است.
این روزنامه سپس به مقایسه وضعیت چچیلیا سالا و محمد عابدینی نجفآبادی پرداخته است.
به نوشته کوریره دلا سرا، اگر سرنوشت سالا به وضعیت محمد عابدینی، مهندس ایرانی و متخصص پهپاد که از ۲۶ آذر به درخواست ایالات متحده در ایتالیا بازداشت شده پیوند خورده باشد، در واقع تفاوتهای زیادی بین داستانها و شرایط بازداشت آنها وجود دارد: عابدینی تشک، پتو، کتابها، لباسها و تماسهای انسانی دارد. او اطمینان دارد که با یک سیستم قضائی روبهروست که بر اساس قوانین حقوق بینالملل با او برخوردی عادلانه خواهد داشت، اما سالا گروگان یک حکومت غیر دموکراتیک است که در حال نشان دادن تمام وحشیگری خود در برابر یک شهروند خارجی است که با ویزای خبرنگاری قانونی به ایران رفته بود تا کار خود را انجام دهد.
بر اساس ماده ۳۸ قانون اساسی جمهوری اسلامی، زندان انفرادی نه تنها بر اساس قوانین دولتی، بلکه بر اساس قوانین دینی نیز مجاز نیست، اما از زمانی که جمهوری اسلامی این زندان را در اختیار گرفت تا امروز، این قانون را نقض کرده است.
کوریره دلا سرا در گزارش خود تاکید کرده است که روایتهای چچیلیا سالا دقیقا مشابه روایتهایی است که زنان ایرانی از همین زندان هولناک روایت کردهاند. تجریهای ترسناک که همه از آن صحبت کردهاند: سرما، تنهایی، گرسنگی، کف خاکی، نوری که روشن است و انسان را دیوانه میکند. فضایی کوچک و دری که هیچگاه باز نمیشود.
کوریره دلا سرا در ادامه به نقل از الهه اجباری، دانشجوی ایرانی که سه ماه در اوین در سلول انفرادی بود و سه روز پیش به آلمان فرار کرد، نوشته است که پیشتر به این روزنامه گفته بود: «در سلول تکنفره من تشک و بالشی نبود، فقط دو پتو داشتم. از سرما میمردم. هیچ پنجرهای نبود. هیچ کتابی، قلمی، هیچچیز نداشتم. اگر باید به دستشویی میرفتم، باید مدتها به در میزدم اما نگهبانان هیچوقت نمیآمدند. گاهی ساعتها منتظر میماندم. سعی میکردم هوشیار بمانم و توانایی ذهنی خود را از دست ندهم.»
این روزنامه سپس افزوده است: «دوباره با الهه اجباری تماس گرفتیم و به او گفتیم که با چچیلیا سالا مثل تو رفتار میشود و مقامات جمهوری اسلامی دروغ میگویند. او پاسخ داد: من میدانستم. نباید به حرفهای آنها اعتماد کنید.».
الهه اجباری در عین حال به زندانیان خارجی دیگری که در جمهوری اسلامی زندانی هستند اشاره کرده و گفته که تماسهای تلفنی آنها که برای خانوادههایشان شوکهکننده است،او را شگفتزده نمیکند.
او با اشاره به رفتار جمهوری اسلامی میگوید: «آنها فشار بیشتری وارد میکنند تا آنچه را میخواهند بهدست آورند؛ در این مورد، آزادی عابدینی».
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.