• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

دولت چهاردهم، کابینه خامنه‌ای در لفافه «اصلاح‌گری»

علی افشاری
علی افشاری

تحلیل‌گر سیاسی

۳۱ مرداد ۱۴۰۳، ۲۱:۱۰ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۶:۰۵ (‎+۰ گرینویچ)

سرانجام کابینه پیشنهادی مسعود پزشکیان از مجلس دوازدهم به صورت کامل رای اعتماد گرفت و به شکل رسمی تشکیل شد.

اگرچه در فراکسیون «انقلاب اسلامی» مجلس چهار وزیر پیشنهادی شامل احمد میدری، عبدالناصر همتی، محمدرضا ظفرقندی و رضا صالحی امیری حدنصاب را نیاورده بودند، اما دولت پزشکیان بعد از ٢۶ سال مشابه دولت اول محمد خاتمی توانست از سد رای اعتماد مجلس بدون تلفات بگذرد. البته عامل اصلی هماهنگی کامل پزشکیان با خامنه‌ای، نهادهای اطلاعاتی و هم‌چنین رعایت خطوط قرمز و بده و بستان با محمدباقر قالیباف، رییس مجلس، بود.

فراکسیون انقلاب اسلامی مشابه انتخابات هیات‌رییسه نشان داد که اعضای حاضر آن الزامی در تبعیت از مصوبات فراکسیون ندارند و رفتار متفاوتی را در اتخاذ تصمیمات اصلی انجام می‌دهند.

ازاین‌رو، مجلس دوازدهم عملا فراکسیون اکثریت ندارد و اکثر نمایندگان با گرایش اصولگرایی، تحت تاثیر پیام، از مصادر بالای قدرت، گروه‌های نفوذ در مجلس و بده و بستان‌های سیاسی عمل می‌کنند.

در عین حال باید توجه داشت که فقط صلاحیت یک وزیر دولت ابراهیم رئیسی از سوی مجلس رد شد. در دولت اول حسن روحانی، دلیل ندادن رای اعتماد به سه وزیر پیشنهادی، نادیده گرفتن حساسیت مجلس و هسته سخت قدرت از سوی حسن روحانی بود. میانگین رای اعتماد وزریران دولت رئیسی، ٢٢٤ رای بود که کمترین آن ٧۶ و بیشترین ٢٧٧ رای بودند.آمار مربوطه برای دولت پزشکیان به ترتیب، ٢٣٧، ١۶٣ و ٢٨١ است.

تعداد نمایندگان مجلس یازدهم در زمان دادن رای اعتماد، ٢٨۶ نفر بود که دو نفر کمتر از تعداد نمایندگان در مجلس دوازدهم در موقعیت مشابه است.

سرتیپ خلبان عزیز نصیرزاده با کسب ٢٨١ رای از مجموع ٢٨٨ رای، رکورد کسب رای اعتماد یک وزیر بعد از انقلاب ۱۳۵۷ را شکست. در بین وزیران مشترک با دولت رئیسی، عباس علی‌آبادی، وزیر نیرو ۶٨ رای بیشتر از دوره قبل کسب کرد. اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات نیز ٣٩ رای بیشتر به دست آورد ولی از میزان رای اعتماد امیرحسین رحیمی، وزیر دادگستری، ٩ رای کاسته شد. بر خلاف فضاسازی در خصوص اهمیت رای بالای عباس عراقچی، اما این اتفاق نیفتاد. رتبه عراقچی در توزیع رای اعتماد داده شده به وزیران، یازدهم است درحالی‌که حسین امیرعبدالهیان، وزیر امور خارجه دولت سیزدهم، ٢٣ رای بیشتر آورده بود و رتبه‌اش نیز در بین وزیران سوم بود.

رای پایین ظفرقندی برای وزارت بهداشت که در حدود ۵۷ درصد نمایندگان حاضر در هنگام اخذ رای اعتماد بود، هشداری به او است که اگر در زمان وزارت به توافقات عمل نکند، در خطر استیضاح خواهد بود.

از آن‌جایی که ترکیب سیاسی مجالس یازدهم و دوازدهم یکسان است، این امر نشان می‌دهد که ترکیب سیاسی متفاوت دولت‌های سیزده و چهارده نه تنها تاثیری در رفتار مجلس نداشت بلکه حتی به طور نسبی دولتی که در ظاهر همسویی کامل ندارد، رای بیشتری گرفته است. این اتفاق برگ تایید دیگری بر وابستگی قوه مقننه در ساختار حقوقی و حقیقی قدرت در جمهوری‌ اسلامی است که تحت تاثیر پیام‌های ارسالی از بیت رهبری عمل می‌کند.

بعید است که دولت پزشکیان بتواند بخش اصلی وعده‌های داده شده را عملی کند
100%
بعید است که دولت پزشکیان بتواند بخش اصلی وعده‌های داده شده را عملی کند

فراکسیون اقلیت که نیروهای اصلاح‌طلب، اعتدالی و منفرد در آن حضور دارند، حداکثر ۸۰ رای دارد و نمی‌توانست بدون همراهی بخش قابل اعتنایی از اصولگرایان در تعیین وزیران اثرگذار باشد.

چند وزیری که بر سر تایید آنها از سوی مجلس بحث بود، پیشتر از سوی اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات برگ تایید را گرفته بودند. از بین آنها تنها ظفرقندی بود که در جلسه داخلی کمیسیون‌ها حاضر نشد که مواضع قبلی خود را پس بگیرد، اما دیگران به صورت علنی توبه کردند و تواب بودن خود را اعلام کردند.

البته طبق اظهارات مقام‌های اطلاعاتی و همچنین نتیجه ارزیابی، ظفرقندی نیز ممکن است رویکرد مشابهی را در خلوت در پیش گرفته باشد. در این خصوص دیداری که او قبل از انجام رای اعتماد با نمایندگان خامنه‌ای در دانشگاه‌ها داشت، این احتمال را قوت می‌بخشد که او تضمین‌های لازم برای رعایت خطوط قرمز مورد نظر در مدیریت جنبه‌های دانشگاهی و اجتماعی وزارت بهداشت را داده است.

علاوه بر این، ظفرقندی به لحاظ سیاسی و گفتمانی به بخش سنتی اصلاح‌طلبان تعلق دارد که از اشتراک بالایی با نظرات خامنه‌ای و گفتمان کلاسیک جمهوری‌اسلامی برخوردار است.

پزشکیان نخستین رییس‌جمهوری بود که رسما و علنا تایید این دو نهاد اطلاعاتی را به عنوان شرط انتخاب همکارانش پذیرفت. از این‌رو ترکیب پیشنهادی وزیران و معاونان رییس‌جمهوری، پیشاپیش چراغ سبز را از هسته سخت قدرت گرفته بود. طبق اظهارات پزشکیان در مجلس، مداخله نهاد ولایت‌فقیه در چینش قوه مجریه گسترش بیشتری پیدا کرده و از دولت رئیسی نیز بیشتر شده است.

پزشکیان افشا کرد قبل از این‌که گزینه مورد نظر در وزارت امور خارجه را معرفی کند، خامنه‌ای اسم عباس عراقچی را آورده است. همچنین در خصوص وزیر ارشاد، اصرار خامنه‌ای تا جایی بوده که شخصا با عباس صالحی تماس گرفت و در پی آن او مخالفتش با وزیر شدن را پس گرفت. در مورد فرزانه صادق مالواجرد، وزیر راه و مسکن نیز که تنها وزیر زن است، توصیه خامنه‌ای در کار بوده است.

به این ترتیب، کابینه چهاردهم دولت خامنه‌ای است و پزشکیان با پذیرش رضایتمند شان تدارکاتچی، تنزل قوه مجریه به معاونت اجرایی ولی‌فقیه را پذیرفته است.

روالی که تعیین وزیران طی کرده است و آنچه در صحن علنی مجلس دوازدهم رخ داد، همراه با ویژگی‌ها و سوابق پزشکیان، محمدرضا عارف و وزیران کابینه نشان می‌دهد این دولت با اعمال سیاست‌زدایی در عرصه‌های سیاسی، دفاعی- نظامی، هسته‌ای و فرهنگی وضعیت موجود را ادامه می‌دهد.

تنها در حوزه‌های اقتصادی، صنعتی، عمرانی، بهداشتی و آموزشی ممکن است تغییرات مثبت محدودی رخ بدهد که تحقق آن‌ها نیز مشروط به گشایش در سیاست خارجی است.

عباس عراقچی به تنهایی از منظر توانایی دیپلماتیک تفاوت خاصی با حسین امیرعبدالهیان ندارد و تبار مشترکی با او دارد. همچنین او اعلام کرده است که مفاد راهبردی سیاست خارجی ستیزه‌جویانه نظام را قبول دارد و در چارچوب قانون اقدامات راهبردی مجلس، مذاکرات بازسازی برجام را به پیش می‌برد. ازاین‌رو موفقیت او در تنش‌زدایی وابسته به تصمیم‌گیری خامنه‌ای و نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری ٢٤∙٢ آمریکا است؛ وگرنه امیرعبدالهیان نیز در پی بازسازی برجام بود که مجوز لازم را دریافت نکرد.

اگرچه به صورت نسبی، توان بوروکراتیک و فن‌سالارانه دولت پزشکیان در مقیاس نه چندان زیادی از دولت رئیسی بیشتر است، اما در چارچوب تنگناها و بن‌بست‌های نظری و سیاسی بعید است که دولت او بتواند بخش اصلی وعده‌های داده شده را عملی سازد و تفاوت معنادار و پایداری در وضعیت عمومی کشور ایجاد کند.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

نگاهی به مساله خانواده و هویت‌های متنوع در تیم هریس-والز

۳۱ مرداد ۱۴۰۳، ۱۵:۲۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
فهیمه خضرحیدری

«ای کاش مادر من و مادر کامالا می‌توانستند ما را در این لحظه ببینند. اگر مادرانمان اینجا بودند حتما می‌گفتند: راهتان را ادامه دهید».

این بخشی از سخنرانی پرشور زنی است که در سال ۲۰۱۶ میلادی، پس از سال‌ها کار سیاسی در بالاترین رده‌های اجرایی و مدیریتی، توانست نامزدی حزب دموکرات برای رقابت‌های ریاست‌جمهوری را به دست آورد، اما آنچه نتوانست انجام دهد به گفته‌ خودش «گذر از سقف شیشه‌ای» بود.

هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه پیشین آمریکا و اولین زنی که توانست نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری این کشور شود، روز سه‌شنبه در گردهمایی ملی حزب دموکرات در شیکاگوبا اطمینان گفت که کامالا هریس، همان زنی است که سرانجام از «بلندترین و سخت‌ترین سقف شیشه‌ای» برای زنان عبور خواهد کرد و اولین رییس‌جمهوری زن در ایالات متحده خواهد شد.

اما ظاهرا این تنها خانم کلینتون نیست که حامل چنین امیدی است. در نظرسنجی‌‌ها از رای‌دهندگان هم تا اینجای کار، هریس پیشتاز است. نظرسنجی مشترک ای‌بی‌سی نیوز، ایپسوس و واشینگتن‌پست نشان می‌دهد که کامالا هریس ۴۹ درصد و دونالد ترامپ ۴۵ درصد آرا را دارند.

کدام ویژگی‌ها در کارنامه و شخصیت کامالا هریس است که می‌تواند برای ناظران و تحلیل‌گران سیاسی از یک سو و برای رای‌دهندگان آمریکایی از سوی دیگر جذاب باشد؛‌ آن قدر جذاب که برای شکستن سقف شیشه‌ای با او همراه شوند؟

همه هویت‌های هریس

دونالد ترامپ، رقیب انتخاباتی کامالا هریس چندی پیش گفت: «کامالا همیشه هندی بود و ناگهان تصمیم گرفت که سیاه باشد». اظهارنظری که بسیاری از رسانه‌های آمریکایی آن را تلاش ترامپ برای زیر سوال بردن تعلقات هویتی کامالا هریس ارزیابی کردند؛ هویتی چهل‌تکه و متنوع که عنوان اولین زن سیاه‌پوست و نخستین آمریکایی-آسیایی را که معاون رییس‌جمهوری آمریکا شد در کارنامه او به ثبت رسانده است.

آنچه نامزد حزب جمهوری‌خواه در رقابت‌های انتخاباتی ۲۰۲۴ آمریکا بر آن دست گذاشته اما دقیقا نقطه‌ای است که مجموعه‌ای به نام کامالا هریس را به گروه‌های مختلف رای‌دهنده در آمریکا نزدیک می‌کند.

بیشتر مهاجران خود را با او هم‌داستان می‌دانند. کامالا هریس سال ۱۹۶۴ در ایالت اوکلند به دنیا آمد؛ هم پدر و هم مادرش مهاجر بودند. دکتر شیامالا گوپالان، مادر هریس، زیست‌شناس، پژوهشگر سرطان و کنشگر حقوق بشر بود و دونالد هریس، پدرش، استاد چپ‌گرای اقتصاد در دانشگاه استنفورد. شیامالا از هند و دونالد از جامائیکا به آمریکا آمده بودند، در جریان جنبش حقوق مدنی سیاهان با هم آشنا شدند و هویتی رنگارنگ و متکثر به دختران‌شان کامالا و مایا دادند؛ آمریکاییِ مهاجر، آسیایی‌تبار، هندی‌تبار و سیاه‌پوست.

جنسیت هریس هم لایه هویتی دیگری به او می‌بخشد، لایه‌ای که نه تنها او را به زنان آمریکایی به عنوان نیمی از جمعیت پیوند می‌زند بلکه در جایگاه استثنایی وارث چندین نسل از زنان سیاه که برای برابری و علیه تبعیض جنسیتی و نژادی در این کشور فعالیت کرده‌‌اند قرار می‌دهد.

هریس خودش هم در زندگی‌نامه‌اش «حقایقی که نمی‌گوییم»- که در ایران هم نشر نون آن را با ترجمه علی‌اکبر عبدالرشیدی منتشر کرده- از هویت‌های متنوع خود سخن گفته و به آن می‌بالد.

این روزها بسیاری از زنانی که خود را با او هم‌پیوند می‌بینند، در حالی که کت و دامن‌های یکشنبه‌شان را به تن دارند به کلیسا می‌روند تا برای پیروزی‌اش دعا کنند. زنان حامی او، نه فقط در آمریکا که هزاران کیلومتر دورتر از پایتخت آمریکا در دهکده‌ای کوچک در جنوب هند هم عکس‌هایش را به در و دیوار زده‌اند و امیدوارند که اولین رییس‌جمهوری زن آمریکا بشود؛ دهکده‌ای که پدربزرگ و مادربزرگ هندی هریس در آن زندگی می‌کردند.

ترکیب و تنوع در پشتوانه خانوادگی هریس و والز عامل مهمی در تحلیل وضعیت انتخاباتی آن‌ها است
100%
ترکیب و تنوع در پشتوانه خانوادگی هریس و والز عامل مهمی در تحلیل وضعیت انتخاباتی آن‌ها است

ترکیب «ماملا» و «پدر مهربان و بامزه»

خانواده برای سال‌ها از ارزش‌های مرکزی جامعه و زندگی آمریکایی بوده است. با این حال خانواده آمریکایی و رویکرد شهروندان به آن هم در طول دهه‌های گذشته تغییرات مهمی را پشت سر گذاشته است.

پژوهش‌های موسسه پیو نشان می‌دهد که در دهه ۱۹۷۰میلادی ۶۷ درصد از آمریکایی‌های ۲۵ تا ۴۹ ساله خانواده‌های غیرهم‌جنس تشکیل داده، با همسران خود و فرزندان زیر ۱۸ساله‌شان زندگی می‌کردند، عددی که در پنج دهه گذشته به‌شدت تنزل کرده و به ۳۷ درصد رسیده است.

در برابر، شکل‌های دیگری از خانواده در آمریکای امروز رشد کرده؛ خانواده‌های چندنژادی و چندقومیتی از یک سو و خانواده‌های هم‌جنس از سوی دیگر. علاوه بر این زنان آمریکایی امروز کمتر از سال‌های ۱۹۷۰ بچه‌دار می‌شوند و بسیاری از زنان بدون آن که تن به ازدواج بدهند مادر می‌شوند. همه اینها یعنی تغییر شکل خانواده در یکی از بزرگ‌ترین کشورهای حامی نهاد خانواده در جهان.

در این جامعه تغییرشکل‌یافته که تغییر و تنوع بیشتری هم پیش رو دارد، ترکیب کامالا هریس و شریک سیاسی‌اش، تیم والز در بسیاری از تحلیل‌های رسانه‌ای، ترکیبی مناسب یا حتی برنده توصیف می‌شود.

کامالا که فرزند بیولوژیکی ندارد- و به همین دلیل جی.دی ونس، معاون ترامپ او را یکی از زنان گربه‌دوست بی‌فرزند می‌خواند- مادرخواندگی فرزندان همسرش، کول و الا را پذیرفته. کامالا هریس در سال ۲۰۱۴ میلادی با خطبه عقدی که خواهرش، مایا جاری کرد با داگلاس امهاف، وکیل یهودی‌الاصلی ازدواج کرد و مادرخوانده فرزندان او شد اما خودش در مصاحبه‌ای گفته: «از کلمه مادرخوانده خوشمان نمی‌آمد و تصمیم گرفتیم با جمع کردن اسم کامالا و کلمه مادر در یک کلمه، واژه ماملا را بسازیم». می‌گوید در میان همه نقش‌هایش، ماملای کول و الا بودن است که نقش محبوب اوست.

همه اینها نامزد دموکرات‌ها را در موقعیتی آشنا هم برای دوستداران نهاد خانواده و هم برای طرفداران شکل‌های نوین‌تر این نهاد قرار می‌دهد.

در کنار او، تیم والز، فرماندار مینه‌سوتا، میانه‌رو محبوب تند و تیزی است که عنوانی که رسانه‌ها و مردم به او می‌‌دهند کنار ماملا خوش می‌نشیند. تیم والز به «پدر مهربان و بامزه» معروف است. او که علاوه بر فرمانداری مینه‌‌سوتا و عضویت در کنگره آمریکا، سال‌ها معلم مدارس دولتی، مربی فوتبال و عضو گارد ملی آمریکا هم بوده، چهره «مهربان و همراه» یک پدر خانواده در دهه ۶۰ زندگی‌اش را دارد. خودش می‌گوید: «من با آدم‌‌های معمولی بزرگ شده‌ام».

از همین منظر است که دموکرات‌ها روی اثرگذاری او بر رای‌دهندگان ایالت‌های موسوم به «دیوار آبی» یعنی ویسکانسین، میشیگان، پنسیلوانیا و مینه‌سوتا از یک سو و کمربند اوهایو، ایلینویز و ایندیانا از سوی دیگر حساب کرده‌اند.

وقتی به کارنامه‌اش نگاه شود، تصویب غذای رایگان برای دانش‌آموزان، رای به لایحه‌های حامی کارگران و افزایش دستمزد، کاهش قیمت انسولین، کمک به اجاره‌نشین‌ها و تامین حق پایان خودخواسته بارداری برای زنان مینه‌سوتا دیده می‌شود.

والز علاوه بر همه این‌ها پدری است که نام دخترش را Hope به معنای امید گذاشته چرا که به گفته خودش او و همسرش سال‌ها تحت درمان‌های ناباروری در انتظار بچه‌دار شدن بوده‌اند و حالا او پدری است که دختر نوجوانش را برای بازی هیجان‌انگیز «اسلینگ‌شات» همراهی می‌کند و در حالی که دختر گیاه‌خوارش را به ساندویچ بوقلمون دعوت می‌کند شوخی می‌کند که: «بوقلمون در مینه‌سوتا گوشت محسوب نمی‌شود».

شاید ترکیب همه این مشخصات است که سبب شده تیم والز در تمام رقابت‌های انتخاباتی زندگی‌اش تا امروز، شکست‌ناپذیر باقی بماند.

راه سخت هریس به سوی کاخ سفید

کامالا هریس که پیش از این و در ۵۵ سالگی برای به دست آوردن نامزدی حزب دموکرات خیزی ناموفق برداشته بود، در سال ۲۰۲۱ میلادی به ادای سوگند معاونت ریاست جمهوری رضایت داد.

معاونت جو بایدن البته از هریس چهره‌ای بین‌المللی ساخت اما کارش را برای رییس‌جمهوری شدن هم دشوارتر کرد. حالا عملکرد او به عنوان معاون رییس‌جمهوری در موفقیت کمپین انتخاباتی‌اش اثر دارد و نگاهی به نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که معاونت ریاست‌جمهوری‌ نقطه قوت کارنامه‌اش نیست. مدافعانش می‌گویند مسئولیت‌هایی که بایدن به او داد کمابیش فیصله‌ناپذیر بودند؛ مثلا ریشه‌یابی مهاجرت‌ انبوه از آمریکای مرکزی و مکزیک به ایالات متحده.

مساله مهاجرت غیرقانونی از کشورهای موسوم به مثلث شمالی (گواتمالا، هندوراس و السالوادور) به آمریکا با معاونت هریس نه تنها حل نشد که در دوره‌ای افزایش هم یافت.

نظرسنجی یو اس ای تودی کامالا هریس را نامحبوب‌ترین معاون رییس‌جمهوری تاریخ آمریکا معرفی می‌کند؛ هرچند بعضی روش‌شناسی این نظرسنجی را زیر سوال برده‌اند اما به هر حال این نتایج بخشی از واقعیت را نمایندگی می‌کند.

از سوی دیگر عنوان «زیادی لیبرال» که حزب رقیب برای او به کار می‌برد، چندان هم بی‌مشتری نیست و می‌تواند رای‌دهندگان در ایالت‌های مرکزی و محافظه‌کارتر آمریکا را از او دور کند یا آن طور که میشل اوباما در سخنرانی پرشور خود در گردهمایی دموکرات‌ها در شیکاگو گفت بخشی از مردم را از او بترساند.

از همین جاست که روزنامه نیویورک‌تایمز در انتقاد به کمپین هریس می‌نویسد: «دموکرات‌ها نمی‌توانند تنها روی محبوبیت تیم والز در تیک تاک حساب کنند. آن‌ها باید نشان دهند که از مردم معمولی‌‌اند؛ حزبی برای خانواده‌های میهن‌پرست طبقه متوسط که می‌دانند این کشور می‌تواند بهتر باشد».

وزن سیاسی هریس در حال حاضر در ایالت‌های پیشرو و تحصیل‌کرده‌تر آمریکا سنگین‌تر است؛ موضوعی که شاید از جمله با نقش پررنگ او در مبارزه برای حق زنان بر بدن خود و اقداماتی مثل برگزاری تور حقوق باروری در سراسر کشور قابل توضیح باشد. با این حال، کامالا هریس برای این که بتواند به عنوان رییس‌جمهوری آمریکا پشت میز معروف رزولوت در کاخ سفید بنشیند راهی دشوار و ناهموار پیش رو دارد و از رای بدنه محافطه‌کارتر جامعه آمریکا بی‌نیاز نیست.

تحلیل‌گر سیاسی: معرفی وزیر پیشنهادی کشور از سوی پزشکیان، برای جلب رضایت قالیباف است

۳۰ مرداد ۱۴۰۳، ۱۵:۰۵ (‎+۱ گرینویچ)

روح‌الله رحیم‌پور، تحلیل‌گر سیاسی به ایران‌اینترنشنال گفت معرفی یک شخص نظامی برای وزارت کشور از سوی پزشکیان نشان می‌دهد که او به دنبال جلب رضایت محمد باقر قالیباف، رییس مجلس است.

او اسکندر مومنی، وزیر پیشنهادی کشور را از افراد نزدیک به قالیباف خواند.

به گفته رحیم‌پور، مجلس در حالی حامی این وزیر پیشنهادی است که پیش‌تر هم از تمام طرح‌های امنیتی علیه اعتراض‌های مردمی از جمله طرح نور حمایت کرده بود.

یک روزنامه‌نگار: کابینه پزشکیان تنها سهم‌خواهی جناح‌های مخالف را برآورده می‌کند

۳۰ مرداد ۱۴۰۳، ۱۲:۴۵ (‎+۱ گرینویچ)

علی‌حسین قاضی‌زاده، روزنامه‌نگار در ایران‌اینترنشنال گفت اطلاق عنوان «وفاق ملی» به دولت پزشکیان اشتباه است؛ چراکه این دولت به جای مطالبات مردم، سهم‌خواهی جناح‌های مخالف را برآورده می‌کند.

او تاکید کرد جمهوری اسلامی با تمام ارکان خودش در برآورده‌ کردن نیازهای مردم ایران ناکام است و با معرفی وزرا از جناح‌های مختلف، هیچ سیاستی در این نظام تغییر نمی‌کند.

حجاب، بسیج و تصفیه؛ برنامه‌های وزیر جدید آموزش و پرورش

۳۰ مرداد ۱۴۰۳، ۰۶:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
عطا محامد

وزارت آموزش و پرورش جمهوری اسلامی که به زودی با رای مجلس شورای اسلامی تحت مدیریت علیرضا کاظمی قرار خواهد گرفت، نهادی خواهد بود که نه تنها با اقدامات سرکوب‌گرانه و تبلیغات مذهبی موافق است بلکه آن‌ها را تشدید هم خواهد کرد.

کاظمی ضمن آن که در رابطه با برپایی مراسم مذهبی مانند اربعین گفته است «جا دارد در این زمینه بیشتر کار کنیم» بر این باور است که غیبت دانش‌آموزان و معلمانی که به راهپیمایی اربعین می‌روند باید موجه بشود.

در واقع می‌توان گفت انتصاب کاظمی که هیچ مخالفی در مجلس «سوپر انقلابی» ندارد، نشان از اجماع حاکمیت بر ضرورت تقویت این روند ایدئولوژیک است.

او آشکارا بر بسط و تقویت بسیج دانش‌آموزی تاکید دارد و آن را بخشی از رسالت آموزش و پرورش می‌داند.

کاظمی بسیج را «معجزه انقلاب» و دانش‌آموزان بسیجی را «همدل و همراه معلمان» توصیف می‌کند.

این رویکرد، از تلاش احتمالی او برای جایگزینی آموزش علمی با برنامه‌های ایدئولوژیک بیشتر خبر می‌دهد که هدف آن تربیت «سربازانی وفادار» به نظام اسلامی است.

کاظمی همچنین برنامه تصفیه محتوا دارد. او بر بازبینی کتب درسی به منظور تقویت مفاهیم «استکبارستیزی»، «فرهنگ ولایت‌مداری» و «ترویج فرهنگ شهادت» تاکید می‌کند.

زیر نظر او هدف نظام آموزشی از تربیت جوانان، صرفا کسب مهارت‌ها و دانش برای رقابت در عرصه جهانی نیست بلکه تربیت نسلی است که به‌طور کامل با ایدئولوژی حاکم همسو باشد.

متن کامل یادداشت تحلیلی درباره وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش مسعود پزشکیان را در اینجا بخوانید.

آموزش و پرورش پزشکیان در مسیر سربازگیری ایدئولوژیک

۲۹ مرداد ۱۴۰۳، ۲۲:۵۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
عطا محامد

مدت زیادی از آن روزها نگذشته که مدارس ایران به میدان اعتراض و مخالفت با جمهوری اسلامی تبدیل شده بودند.

سال ۱۴۰۱ به‌ویژه مدارس دخترانه در قلب اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» قرار داشتند و مقاومت آن‌ها از نظر بسیاری، از جمله حامیان حکومت، نشانه‌ای از فروپاشی ایدئولوژی نظام در نسل جوان بود.

دانش‌آموزانی که تلاش شد و قرار بود در چهار دهه در سیستم آموزشی جمهوری اسلامی مطیع و وفادار تربیت شوند، به ناگهان به مبارزان جسوری تبدیل شدند که صدای اعتراضشان در کلاس‌ها، دیوارها و حیاط مدرسه‌ها طنین‌انداز شد.

در واکنش به این موج نافرمانی، جمهوری اسلامی پس از پروژه سرکوب خشونت‌آمیز خیزش انقلابی، تلاش‌های خود را برای مهار اعتراضات در مدارس آغاز کرد. سایه حملات شیمیایی به ده‌ها مدرسه، که از آذر ۱۴۰۱ شروع شد و تقریبا یک سال ادامه داشت، بر سر دانش‌آموزان سنگینی کرد.

این حملات که بیشتر دختران دانش‌آموز را هدف گرفته بود، ابزاری وحشتناک برای خاموش کردن صداهای اعتراض بود. با اینکه عاملان این حملات همچنان ناشناس باقی مانده‌اند، بسیاری انگشت اتهام را به سمت نیروها و نهادهایی نشانه رفتند که از حمایت حکومت بهره‌مند بودند. حکومتی که با سکوت خود به این وحشت اجازه تداوم داده بود و شاید هم در پشت صحنه از آن به عنوان ابزار سرکوب و ساکت کردن مدارس استفاده می‌کرد.

با اتمام اعتراضات و در مقام پاسخ، جمهوری اسلامی به دنبال گسترش برنامه‌های ایدئولوژیک خود در مدارس برآمده است. اعزام و استخدام طلاب در مدارس، برگزاری پرشور مراسم‌های مذهبی و تلاش برای تشدید آن با حضور کودکان و دانش‌آموزان و دست بردن در محتواهای آموزشی نمونه‌ای از این سیاست‌هاست. به نظر می‌رسد که رویه موجود با علیرضا کاظمی، گزینه وزارت آموزش و پرورش جدیدی که با رویکردی «انقلابی» وارد میدان شده تشدید شود؛ وزیر احتمالی که در مجلس تاکید کرد «فعالیت‌های پرورشی و دینی» باید تقویت شود و نظام آموزشی باید دانش‌آموزانی «وطن‌دوست و ولایت‌مدار» تربیت کند.

جمهوری اسلامی امسال حدود ۱۵ هزار کودک دانش‌آموز را به راهپیمایی اربعین اعزام کرد
100%
جمهوری اسلامی امسال حدود ۱۵ هزار کودک دانش‌آموز را به راهپیمایی اربعین اعزام کرد

از دانش‌آموزان تا مدارس، خدمت به ایدئولوژی نظام

افزایش برگزاری مراسم‌ دینی در سال‌های اخیر به ابزاری برجسته برای نمایش اقتدار سیاسی و تقویت مشروعیت حکومت تبدیل شده‌ است. جمهوری اسلامی از این مراسم‌- به واسطه ظرفیت بسیج عمومی آن- برای جعل و نمایش حمایت مردمی از نظام استفاده می‌کند و آن‌ها را به‌عنوان نمادی از بیعت با آرمان‌های «ولایت» تلقی می‌کند. در این میان پیاده‌روی اربعین به‌عنوان رویدادی بین‌المللی و پرجمعیت، نقش مهمی در این سیاست‌ها دارد.

در سال جاری، حکومت با تمرکز ویژه بر افزایش حضور دانش‌آموزان در این مراسم، برای اعزام ۱۵ هزار دانش‌آموز به این راهپیمایی برنامه‌ریزی و اختصاص بودجه کرد. در مصاحبه‌های مختلف مسئولان وزارت آموزش و پرورش این مراسم را به‌عنوان «مدرسه فرهنگی تربیتی» معرفی می‌کنند. اما در عمل آن‌ها با بردن دانش‌آموزان به مراسم مذهبی در خارج از مرزها، به جز آن‌که می‌خواهند نشان دهند که حامیان گسترده دارند، به دنبال نمایش این هستند که جمهوری اسلامی نه تنها مورد پذیرش نسل‌های فعلی، بلکه نسل‌های آینده نیز هست.

نه‌تنها دانش‌آموزان، بلکه امکانات آموزشی نیز در خدمت اهداف سیاسی حکومت هستند. علی مطهری، مدیرکل آموزش و پرورش آذربایجان‌غربی، پیاده‌روی اربعین را «نماد اقتدار شیعه و ولایتمداری» خوانده و خواستار اختصاص تمام ظرفیت‌های آموزشی استان برای این مراسم شده است.

در استان‌هایی مانند ایلام، کرمانشاه و خوزستان، به جای تمرکز بر نیازها و کمبودهای آموزشی، مدارس به محل اسکان زائران تبدیل و تجهیز شده‌اند. علی درویشی، مدیرکل آموزش و پرورش ایلام، اعلام کرد که ۱۵۰ مدرسه به‌طور ویژه برای اسکان زائران اربعین در نظر گرفته شده‌اند.

پیاده‌روی اربعین، بخشی از «سند تحول بنیادین آموزش‌وپرورش» است تا به واسطه ترویج نگاه و مناسک اسلامی، آن‌چه را که برگرفته از گفتمان خامنه‌ای «حیاط طیبه» می‌خواند به نسل جوان تحمیل کند.

محمدحسین پورثانی، معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش‌وپرورش، تایید کرده که پیاده‌روی اربعین به‌عنوان یکی از ابزارهای تربیتی است، ابزاری که در چهارچوب آن طرح‌هایی مانند «هر مدرسه یک موکب» و «هم‌سفر من»، اجرا خواهد شد. طرح‌هایی که اعلام می‌شود به واسطه آن دانش‌آموزان «به نیابت از شهدا» در مراسم اربعین حاضر می‌شوند تا فرهنگ شهادت‌طلبی و ولایتمداری حکومت در نسل جوان تزریق شود.

در میان برنامه‌های وزارت آموزش‌وپرورش، علاوه بر اعزام دانش‌آموزان به عراق، برای کسانی که امکان سفر ندارند نیز برنامه‌های موازی تدارک دیده شده است. این برنامه‌ها از یک سو به دنبال ترویج فرهنگ موکب‌داری و مشارکت فعال دانش‌آموزان در برپایی مراسم عزاداری است و از سوی دیگر با برگزاری مسابقات و نمایشگاه‌های دینی، به آموزش ایدئولوژیک و مذهبی آنان می‌پردازد.

رویدادهایی پرخرج و مخارج با بودجه‌های بدون حساب و کتاب مانند «دختران عاشورایی» و «اجتماع بزرگ نوجوانان اربعینی» که در استان‌های مختلف برگزار شده‌اند، در ظاهر به تجلیل از جوانان مذهبی می‌پردازند، اما در حقیقت ابزاری برای القای ارزش‌های سیاسی خاص به شمار می‌روند؛ ارزش‌هایی با نمادسازی‌هایی از جمله ترانه حکومتی «سلام فرمانده».

این اقدامات در کنار بی‌توجهی جمهوری اسلامی به کمبودهای آموزشی حتی در همین پنج استان صورت می‌گیرد و نظام سیاسی از منابع عمومی صرفا برای پیشبرد اهداف ایدئولوژیک خود استفاده می‌کند.

اعتراضات دانش‌آموزی در خیزش مهسا،‌ انگیزه‌ای برای تشدید برنامه‌های سرکوب و تصفیه از سوی حکومت شد
100%
اعتراضات دانش‌آموزی در خیزش مهسا،‌ انگیزه‌ای برای تشدید برنامه‌های سرکوب و تصفیه از سوی حکومت شد

حجاب، بسیج و تصفیه؛ برنامه‌های وزیر جدید

وزارت آموزش و پرورش جمهوری اسلامی که به زودی با رای مجلس تحت مدیریت علیرضا کاظمی قرار خواهد گرفت، نهادی خواهد بود که با این اقدامات نه تنها موافق است بلکه آن‌ها را تشدید هم خواهد کرد.

کاظمی ضمن آنکه در رابطه با برپایی مراسم مذهبی مانند اربعین گفته است «جا دارد در این زمینه بیشتر کار کنیم» بر این باور است که غیبت دانش‌آموزان و معلمانی که به راهپیمایی اربعین می‌روند باید موجه بشود. در واقع می‌توان گفت انتصاب کاظمی، که هیچ مخالفی در مجلس «سوپر انقلابی» ندارد، نشان از اجماع حاکمیت بر ضرورت تقویت این روند ایدئولوژیک است.

کاظمی آشکارا بر بسط و تقویت بسیج دانش‌آموزی تاکید دارد و آن را بخشی از رسالت آموزش و پرورش می‌داند. او بسیج را «معجزه انقلاب» و دانش‌آموزان بسیجی را «همدل و همراه معلمان» توصیف می‌کند. این رویکرد، از تلاش احتمالی او برای جایگزینی آموزش علمی با برنامه‌های ایدئولوژیک بیشتر خبر می‌دهد که هدف آن تربیت «سربازانی وفادار» به نظام اسلامی است.

کاظمی همچنین برنامه تصفیه محتوا را دارد، او بر بازبینی کتب درسی به منظور تقویت مفاهیم «استکبارستیزی»، «فرهنگ ولایت‌مداری» و «ترویج فرهنگ شهادت» تاکید دارد. زیر نظر او هدف نظام آموزشی از تربیت جوانان، صرفا کسب مهارت‌ها و دانش برای رقابت در عرصه جهانی نیست، بلکه تربیت نسلی است که به‌طور کامل با ایدئولوژی حاکم همسو باشد.

برنامه‌هایی با‌ نام‌های مذهبی مثل مراسم «احلی من العسل» و مسابقات قرآنی گسترده که در هزاران مدرسه برگزار شد، بخشی از پروژه ایدئولوژیک کاظمی است که طرح آن را در دوره‌ای که تصدی معاونت پرورشی وزارت آموزش و پرورش را داشت به انجام رساند. او در توضیح سال‌های معاونت خود نکته حائز اهمیتی نیز می‌گوید:‌ «ده‌ها ساعت در تدوین محتوا و دستورالعمل موضوع حجاب وقت گذاشتم. شاید بتوان گفت بیشتر از هر بخش دیگر به این حوزه پرداختیم.» او از پیش خبر داده است که موضوع عفاف و حجاب را در کتب درسی و برنامه‌های روزانه دانش‌آموزان، با جدیت پی خواهد گرفت.

از سوی دیگر انتظار می‌رود وزارت این گزینه منسوب و مورد تایید چهره‌های امنیتی و نظامی، با تقویت برنامه استخدام گسترده روحانیون و طلاب در مدارس همراه شود. در این راستا، کاظمی در سخنرانی‌های مختلفی خواستار حضور بیشتر طلاب و مبلغان دینی در مدارس هم شده است. سیاستی که تاکنون منجر به استخدام بیش از ۲۵ هزار طلبه شده‌است و تاکید شده که ادامه خواهد یافت.

حضور این وزیر اصول‌گرا و انقلابی در کابینه مسعود پزشکیانی، که با شعار «عزت را به ایران برگردانیم» به قدرت رسید، از هم‌اکنون نشان از آن دارد که عزت به مدارس ایران باز نخواهد گشت و این وزارت‌خانه همچنان به سوءاستفاده از جوانان زیر ۱۸ سال برای ترویج ایدئولوژی‌های نظام ادامه خواهد داد و نقش اصلی خود یعنی تربیت نسل آگاه و مستقل را نادیده خواهد گرفت.