• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

فعالان فرهنگ و هنر: دادگاه قتل مهرجویی نمایشی و لاپوشانی نظام‌مند بود

۲۶ اسفند ۱۴۰۲، ۱۵:۱۶ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۶:۴۷ (‎+۰ گرینویچ)

شماری از دست‌اندرکاران فرهنگ و هنر ایران با انتشار بیانیه‌ای دادگاه متهمان قتل داریوش مهرجویی و همسرش وحیده محمدی‌فر را نمایشی، لاپوشانی نظام‌مند و پیاده کردن سناریوهای ساختگی خواندند. آنان تاکید کردند سکوت و بی‌تفاوتی، به استمرار سرکوب و ستم دامن می‌زند.

این بیانیه از مواجهه نهادهای حکومتی با پرونده قتل داریوش مهرجویی و وحیده محمدی‌فر انتقاد و تاکید کرد این روند نه مصداق پیگیری و نه دادرسی بود.

به گفته امضاکنندگان بیانیه که نام جمعی از چهره‌های سرشناس فرهنگ و هنر ایران در میان آنان دیده می‌شود، روند بررسی پرونده نه به کشف حقیقت انجامید و نه توانست پاسخگوی پرسش‌ها و تردیدهای به وجود آمده درباره قتل این دو هنرمند باشد.

داریوش مهرجویی، فیمساز و همسر نویسنده‌اش وحیده محمدی‌فر، شامگاه ۲۲ مهر سال جاری در ویلای شخصی‌شان در کرج به قتل رسیدند.

کمتر از یک هفته بعد، ‌پلیس از شناسایی و بازداشت تمامی متهمان قتل این دو نفر خبر داد و دادگستری استان البرز، علت و انگیزه قتل را وجود اختلافات شخصی بین متهمان و مقتولان اعلام کرد.

قتل فجیع این سینماگر و همسر فیلمنامه‌نویس او واکنش‌های متعددی در پی داشت و شماری از چهره‌هایی سیاسی و هنری، آن را شبیه قتل‌های سیاسی-زنجیره‌ای دهه ۷۰ دانستند.

در جریان قتل‌های زنجیره‌ای از سال ۱۳۶۹ تا سال ۱۳۷۷ داریوش فروهر و همسرش پروانه اسکندری، محمد مختاری، محمدجعفر پوینده، احمد تفضلی، حمید حاجی‌زاده و فرزند خردسالش کارون، علی‌اکبر سعیدی‌ سیرجانی، احمد میرعلایی و شمار دیگری از دگراندیشان در ایران به شکلی فجیع کشته شدند.

اهالی فرهنگ و هنر در بیانیه‌ای که روز جمعه ۲۵ اسفند منتشر شد دادگاه متهمان پرونده قتل مهرجویی و محمدی‌فر را «نمایشی، بر اساس اقرارهای متزلزل و‌ زیر فشار» خواندند.

به گفته آنان، نهادهای حکومتی با لاپوشانی‌ نظام‌مند و پیاده‌کردن سناریوهای ساختگی، از یک‌طرف جرم‌ها را بر دوش «ناتوان عده‌ای بار کردند» و از سوی دیگر فضای عمومی را با انبوهی از شایعه‌ها و روایت‌های ساختگی انباشتند.

امضاکنندگان بیانیه، دامن زدن به ترس و بی‌تفاوتی در تاریخ معاصر ایران را «روالی دیرین و سیاقی پلید» خواندند که حقیقت و عدالت را به زیان شهروندان دادخواه و به سود قدرت، قربانی می‌کند.

آن‌ها تاکید کردند برای چنین دادگاهی که با تکیه بر «تحقیقاتی ناقص، کیفرخواستی پُرایراد و با شتابی چشمگیر به کار خود پایان داد» هیچ مشروعیتی قائل نیستند.

روز ۲۳ بهمن، حسین فاضلی هریکندی، رییس دادگستری استان البرز اعلام کرد متهم ردیف اول این پرونده به اتهام قتل عمد به اعدام محکوم شده است.

این فرد به اتهام سرقت به ۲۰سال حبس، شلاق و دیه و به اتهام ورود به منزل به‌صورت غیرقانونی و تهدید با چاقو به هشت سال حبس و شلاق محکوم شد.

به گفته فاضلی هریکندی، دادگاه متهمان ردیف دوم و سوم را به‌ اتهام شروع به قتل و سرقت هر کدام به ۳۶ سال حبس، شلاق و دیه و متهم ردیف چهارم را با اتهام معاونت در شروع به قتل و سرقت، به هشت سال حبس محکوم کرد.

دادگاه رسیدگی به اتهامات متهمان این پرونده در روزهای ۲۷ و ۲۸ دی در شعبه اول دادگاه کیفری یک استان البرز برگزار شد.

پس از برگزاری جلسه نخست این دادگاه، روزنامه شرق در گزارشی نوشت متهم ردیف اول اتهام قتل را رد کرده و گفته: «به زور اعتراف کردم.»

پیش از این و در روز ۲۰ آذر، مانوش منوچهری، وکیل مونا مهرجویی، دختر مقتولین این پرونده، به کیفرخواست صادر شده علیه متهمان اعتراض کرده بود.

اکبر محمدی‌فر، برادر همسر مهرجویی بر این باور است که متهمان اصلی پرونده به دست فرد یا افراد دیگری اجیر شده‌اند.

برادر وحیده محمدی‌فر پیش از این قتل این دو هنرمند را یک «اقدام ارعابی سازمان‌یافته و پیچیده» توصیف کرد. موضوعی که اهالی فرهنگ و هنر امضاکننده بیانیه هم به آن اشاره کردند و گفتند پایان «تلخ و پُردرد» زندگی مهرجویی و محمدی‌فر مظهر شرایط فاجعه‌باری ا‌ست که دگراندیشان ایرانی سال‌های سال است اسیر آن شده‌اند.

آن‌ها برای نمونه از بر دار شدن کیومرث پوراحمد و پرسش‌های بی‌شماری که بی‌پاسخ ماند تا سرانجامِ دگراندیشانی یاد کردند که قربانی قتل‌های سياسی يا «مرگ‌های مشکوک» شدند و دادخواهی‌شان با سرکوبی و فشار «مختومه» اعلام ‌شد.

به گفته امضاکنندگان بیانیه، این نمونه‌ها بیان‌گر الگویی است که در آن حذف‌های «سازمان یافته و موذیانه» رخ می‌دهد و جنایت‌ها با لاپوشانی دستگاه قضایی مخدوش می‌شوند.

آن‌ها همراهی هنرمندان با جنبش «زن، زندگی، آزادی» را عامل برانگیختگی خشم و کینه‌ نهادهای سرکوبگر حکومتی دانستند.

امضاکنندگان بیانیه در پایان گفتند در چنین شرایطی سکوت، بی‌تفاوتی و لاپوشانی تنها به سرخوردگی و انزوا می‌انجامد و به استمرار سرکوب و ستم دامن می‌زند.

آنان تاکید کردند که باید به اعتراض، افشاگری و دادخواهی مستمر ادامه داد.

بهرام بیضایی، داریوش آشوری، جعفر پناهی، علی رفیعی، پرویز صیاد، شبنم طلوعی، کتایون ریاحی، ‌ترانه علیدوستی، بهمن فرمان‌آرا، پرستو فروهر، شهریار مندنی‌پور، عباس میلانی، صالح نجفی، شیرین نشاط، محمد یعقوبی و آذر نفیسی از جمله ده‌ها امضاکننده این بیانیه هستند.

داریوش مهرجویی، متولد آذر ۱۳۱۸ و از برجسته‌ترین فیلم‌سازان و نویسندگان سینمای ایران بود که به عنوان یکی از چهره‌های جریان موسوم به موج نو از او یاد می‌شود.

فیلم‌های گاو، آقای هالو، پستچی، دایره مینا، سنتوری،‌ هامون، لیلا و پری، از مهم‌ترین آثار او به شمار می‌روند.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۴

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۵
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

Banner

انتخاب سردبیر

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

•
•
•

مطالب بیشتر

ایران صدرنشین فهرست قربانیان تعقیب‌افزار در خاورمیانه

۲۶ اسفند ۱۴۰۲، ۱۴:۱۵ (‎+۰ گرینویچ)

نتایج تحقیقات در زمینه استفاده از برنامه‌های جاسوسی در تلفن‌های هوشمند نشان می‌دهند ایران در صدر فهرست قربانیان تعقیب‌افزار در منطقه خاورمیانه و آفریقا قرار دارد.

شرکت امنیتی کسپرسکی در گزارش سالانه جدید خود با بررسی روند استفاده از نرم‌افزارهای جاسوسی در کشورهای مختلف از شناسایی دست‌کم هزار و ۵۷۸ قربانی تعقیب‌افزار در سال ۲۰۲۳ در ایران خبر داد.

سال گذشته میلادی نیز ایران جایگاه نخست قربانیان تعقیب‌افزار در این منطقه را به خود اختصاص داده بود.

ترکیه، یمن، مصر و عربستان سعودی به ترتیب در جایگاه‌های بعدی فهرست امسال قرار دارند.

کارشناسان کسپرسکی تاکید کرده‌اند نظارت بر رفتار افراد به واسطه تعقیب‌افزارها معضلی جهانی است.

این شرکت در سال ۲۰۲۳ بیش از ۳۱ هزار فرد آسیب‌دیده از این پدیده را در ۱۷۵ کشور مختلف شناسایی کرد.

در این میان روسیه با ثبت رکورد ۹ هزار و ۸۹۰ مورد، بیشترین قربانیان تعقیب‌افزار را در جهان به خود اختصاص داده است.

برزیل و هند به ترتیب با چهار هزار و ۱۸۶ و دو هزار و ۴۹۲ قربانی در رده‌های دوم و سوم این فهرست قرار گرفته‌اند.

جایگاه چهارم جهان به ایران اختصاص یافت.

ایران در حالی در میان چهار کشور با بیشترین قربانی تعقیب‌افزار در جهان قرار گرفته است که نسبت به دیگر کشورهای این فهرست جمعیت کمتری دارد.

در منطقه اروپا، آلمان، فرانسه و بریتانیا بیشترین قربانیان تعقیب‌افزار را در سال ۲۰۲۳ داشته‌اند.

تعقیب‌افزار (Stalkerware) به برنامه‌هایی گفته می‌شود که با نصب و اجرا روی دستگاه موبایل یا کامپیوتر کاربر، داده‌های او را برای فرد تعقیب‌کننده ارسال می‌کنند.

استفاده از این‌گونه ابزارها به‌خصوص در «روابط عاطفی ناسالم» رو به رواج است.

این برنامه‌ها که بدون رضایت و اطلاع قربانی روی دستگاه او نصب می‌شوند قابلیت‌های جاسوسی مختلفی دارند و می‌توانند مواردی مانند موقعیت مکانی، تصاویر، ویدیوها و پیام‌های رد و بدل شده را شنود کنند.

شناسایی این‌گونه برنامه‌ها روی گوشی‌های هوشمند ممکن است دشوار باشد چرا که بیشتر آن‌ها ویژگی‌های مخفی‌سازی دارند.

با وجود این، کارشناسان شرکت کسپرسکی تاکید کرده‌اند کاربران گوشی‌های آیفون «بسیار کمتر» در معرض تعقیب‌افزارها قرار می‌گیرند که این موضوع به دلیل بسته‌تر بودن محیط سیستم‌عامل آی‌اواس است.

صدیقه وسمقی، نویسنده مخالف حجاب اجباری، بازداشت شد

۲۶ اسفند ۱۴۰۲، ۱۳:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)

صدیقه وسمقی، نویسنده و اسلام‌پژوه، روز شنبه ۲۶ اسفند به دست نیروهای امنیتی بازداشت و پس از تفهیم اتهام در دادسرای اوین، به بند زنان زندان اوین منتقل شد. بنا بر اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، وسمقی در زمان بازداشت و انتقال به دادسرا و بند زنان، به حجاب اجباری تن نداده است.

یک منبع نزدیک به خانواده وسمقی به ایران‌اینترنشنال گفت او در زمان بازداشت به چهار مامور شامل سه مامور مرد و یک مامور زن گفته است همراه آن‌ها نمی‌رود.

یکی از ماموران در پاسخ به او گفته است: «اگر نیایید شما را با دست‌بند خواهیم برد.»

وسمقی بدون حجاب، همراه این ماموران به دادسرای اوین رفته است.

به گفته این منبع آگاه، این منتقد رهبر جمهوری اسلامی در زمان ورود به اوین نیز بدون حجاب بوده و از پذیرفتن شالی که یکی از ماموران به او داده خودداری کرده است.

وسمقی بدون رعایت حجاب در شعبه سوم دادسرای اوین حاضر شده است.

این منبع مطلع در ادامه به ایران‌اینترنشنال گفت اتهامات اصلی وسمقی یکی در مورد مساله حجاب و دیگری در رابطه با تحریم انتخابات بوده است که او با استناد به عدم حضور وکیلش در دادسرا، وارد روند بازجویی نشده و ورقه‌ای را امضا نکرده است.

وسمقی که اکنون در بند زنان زندان اوین در بازداشت است، از آنجا با همسرش تلفنی صحبت کرده و خبر سلامتی خود را به او داده است.

محمد ابراهیم‌زاده، همسر صدیقه وسمقی در گفت‌وگویی با امتداد خبر بازداشت همسرش را تایید کرد و گفت چهار مامور از طریق زدن زنگ یکی از همسایه‌ها وارد ساختمان شده‌اند و تهدید کرده‌اند در صورتی که در خانه را باز نکنند، با شکستن آن وارد منزل می‌شوند.

به گفته ابراهیم‌زاده، ماموران تلفن همراه و لپ‌تاپ شخصی همسرش را هم ضبط کرده و با خود برده‌اند.

وسمقی روز ۱۴ اسفند با انتشار مطلبی در اینستاگرام خبر داد با دریافت ابلاغیه‌ای به دادسرای اوین احضار شده است.

ابراهیم‌زاده به امتداد گفت که محمود علیزاده طباطبایی، از وکیلان دادگستری، برای همسرش اعلام وکالت کرده است: «طی تماسی که امروز با ایشان داشتم، قرار شده تا برای پیگیری مساله اقدام کند.»

او درباره احضار همسرش به دادسرای اوین گفت: «وقتی وکیل پیگیر شد، عنوان کرد که ظاهرا اجازه مطالعه پرونده به ایشان داده نشده و هیچ اشاره‌ای نیز در پیام درج شده در سامانه به چرایی احضار و شاکی پرونده نداشتند.»

به گفته ابراهیم‌زاده، همسرش گفته بود تا زمانی که دلیل احضار و شاکی پرونده روشن نشود در دادسرا حاضر نخواهد شد.

علیزاده طباطبایی در گفت‌وگو با ایلنا گفت: «موکلم یک‌سال حکم حبس قطعی داشت که احضار شده بود. فردا صبح با بازپرس صحبت می‌کنم که ببینم اتهامشان چیست.»

وسمقی پیش‌تر انتقاداتی از حجاب اجباری کرده و علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی را دیکتاتور و نظام حاکم را سرکوب‌گر خوانده بود.

او هفته گذشته در یک فایل صوتی که در اینستاگرام او منتشر شد، با انتقاد از رویکرد علی خامنه‌ای‌، رهبر جمهوری اسلامی درباره حجاب گفته بود خامنه‌ای حق ندارد خط قرمز خود را به زنان تحمیل کند و برای مردم جرم تعریف کند.

نشریه فیگارو روز شنبه ۱۹ اسفند در مطلبی به دلایل مخالفت وسمقی با حجاب اجبارى پرداخت و نوشت او تحمیل حجاب و مجازات زنان را به دلیل پوشش، مخالف قرآن و سنت پیامبر می‌داند.

این پژوهشگر دینی، مهر ماه امسال در اعتراض به قانون حجاب اجباری و وضعیت آرمیتا گراوند، دختر نوجوانی که بر اساس برخی روایت‌ها به دلیل نپذیرفتن حجاب اجباری به دست ماموران حجاب‌بان کشته شد، حجاب از سر برداشت.

او آبان‌ ماه امسال پس از خروج از مراسم خاک‌سپاری آرمیتا، هدف ضرب و جرح ماموران امنیتی قرار گرفت.

وسمقی به دنبال این ماجرا در پستی در اینستاگرام خود نوشت: «به پاس خون مهسا و آرمیتا، آزادی پوشش زنان را تثبیت می‌کنیم.»

او فروردین امسال در نامه‌ای سرگشاده به خامنه‌ای، او را مسوول مستقیم تمام پیامدهای مالی، جانی،‌ روحی، اجتماعی و سیاسی اجبار زنان به حجاب اجباری خواند.

نویسنده کتاب‌های «زن، فقه، اسلام» و «بازخوانی شریعت» در این نامه با طرح این پرسش از رهبر جمهوری اسلامی که آیا توسل به زور برای تحمیل یک برداشت خاص از حجاب شرعی، توجیه شرعی و سیاسی دارد یا نه، اعمال زور و قوه‌ قهریه را مستوجب تحمیل خسارات فراوان اجتماعی، سیاسی، روانی و هتک حرمت و کرامت انسانی زنان و ایجاد تنش‌های بزرگ اجتماعی با استفاده از اموال عمومی دانست.

صدیقه وسمقی، تحلیل‌گر مسایل سیاسی و اجتماعی و نماینده مردم تهران در نخستین دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا است.

او پیش از این نیز به دلیل فعالیت‌های سیاسی با برخوردهای قضایی روبه‌رو شده است.

سرنگونی جمهوری اسلامی، آرزوی سال نوی شهروندان در پیام‌ به ایران‌اینترنشنال

۲۶ اسفند ۱۴۰۲، ۱۲:۱۳ (‎+۰ گرینویچ)

در آستانه نوروز،‌ ده‌ها شهروند آرزوی سال نوی خود را در پیام‌هایی صوتی با ایران‌اینترنشنال در میان گذاشتند. موضوع محوری اکثر این پیام‌ها، آرزوی سرنگونی جمهوری اسلامی و برقراری ایرانی آزاد و آباد است.

ایران‌اینترنشنال در آستانه نوروز و همچون آخرین روزهای اسفند ۱۴۰۱ از مخاطبان خود پرسید چه آرزویی برای سال آینده دارند؟

پاسخ‌ها طیف متنوعی از آرزوها را در برمی‌گیرد اما شرط برآورده شدن همه آن‌ها به قول آرزوکنندگان، سرنگونی و حذف جمهوری اسلامی است.

رسیدن به شادی، آرامش و دلِ خوش

شهروندی در پاسخ به این سوال گفت: «آرزوی از بین رفتن جمهوری اسلامی را دارم تا مردم به آرامش برسند و بتوانند در نهایت کمی زندگی کنند.»

شمار دیگری از شهروندان در پیام‌هایی با آرزوی «شادی، آرامش و دل خوش» برای ایرانیان، تحقق این امیدها را در گروی سرنگونی جمهوری اسلامی دانستند.

یکی از مخاطبان ایران‌اینترنشنال گفت: «چند سالی است که ما آنچنان که باید، شاد نیستیم. مردم ایران خیلی خوبند و مستحق این همه عذاب و رنج نیستند. امیدوارم با رفتن آخوندها و به خصوص علی خامنه‌ای، در نهایت به زندگی آرام و ساکت و سالمی برسند.»

محتوای بسیاری از پیام‌های شهروندان، اشاره به اشغال‌گری، ظلم، ستم، دزدی و استبداد جمهوری اسلامی بود.

هم‌دلی با دادخواهان و پایان کشتار معترضان

تعداد زیادی از شهروندان به کشتار معترضان ایرانی در سال‌های گذشته و به ویژه در جریان خیزش انقلابی ایرانیان اشاره کردند و گفتند تنها در صورتی داغ دل خانواده‌ها و مادران دادخواه کمی سبک می‌شود که «دست آخوندها، سپاه پاسداران و سردمداران کنونی حکومت» از اداره ایران کوتاه شود.

در روزهای گذشته تعدادی از خانواده‌های دادخواه با حضور بر مزار کشته‌شدگان خیزش انقلابی و دیگر قربانیان جمهوری اسلامی، یاد آنان را گرامی داشته و آرزوی «آزادی مردم ایران در سال پیش‌ رو» را مطرح کردند.

این خانواده‌ها با انتشار مطالب، تصاویر و ویدیوهایی از مزار کشته‌شدگان در رسانه‌های اجتماعی مختلف، تاکید کردند تنها با نابودی قاتلان، بهار واقعی از راه می‌رسد.

سال ۹۹ و یک سال پس از کشتار آبان خونین سال ۹۸ هم جمعی از خانواده‌های کشته‌شدگان اعتراضات، قربانیان هواپیمای سرنگون‌شده اوکراینی با موشک‌های سپاه پاسداران و نیز زندانیان سیاسی، در پیام‌های نوروزی خود خواستار پایان یافتن «ظلم و بی‌عدالتی» در ایران و برقراری «آزادی و صلح» برای همه شده بودند.

ایرانیان سال‌هاست که پایان یافتن ظلم و رسیدن به عدالت و آزادی را در آخرین روزهای اسفند ماه طلب می‌کنند.

اتحاد برای برآورده شدن آرزوها

در روزهای گذشته شمار زیادی از شهروندان با ارسال پیام‌های خود به ایران‌اینترنشنال از ضرورت «اتحاد ایرانیان» و به ویژه نیروهای اپوزیسیون علیه جمهوری اسلامی برای تحقق آرزوهایشان گفتند.

شهروندی در این زمینه گفت: «برای اینکه آرزوی پیروزی جنبش "زن، ‌زندگی، آزادی" محقق شود باید برنامه‌ریزی و اعتراضات هدفمند داشته باشیم. برای رسیدن به این هدف، امیدوارم سال آینده اپوزیسیون متحد و ائتلاف قدرتمندی شکل بگیرد.»

یکی دیگر از مخاطبان ایران‌اینترنشنال گفت: «می‌دانم آرزویم برای نابودی جمهوری اسلامی و محاکمه سران حکومت با این شرایط جهانی، دست‌کم تا پنج سال آینده محقق نخواهد شد. هیچ‌ یک از سیاستمداران جهان عزمی برای تغییر حکومت در ایران ندارند چون منفعتشان بیشتر در بقای جمهوری اسلامی است نه سرنگونی آن.»

در سال‌ها و به ویژه ماه‌های گذشته شماری از چهره‌های سرشناس مخالف جمهوری اسلامی از تریبون‌های جهانی بر این ضرورت تاکید کرده‌اند که دولت‌های غربی باید خواست ملت ایران را برای سرنگونی حکومت به رسمیت بشناسند.

خواست بسیاری از شهروندان ایرانی آنچنان که در پیام‌هایشان دیده می‌شود، سرنگون شدن حکومت استبدادی کنونی، ‌برگزاری انتخاباتی آزاد با حضور ناظران بین‌المللی و استقرار نظامی سکولار و دموکراتیک است.

برخی از شهروندان در پیام‌های خود آرزوی بازگشت شاهزاده رضا پهلوی به ایران را مطرح کردند؛ با هدف استقرار حکومتی جدید و سر و سامان دادن به کشور.

امید رسیدن به آزادی زنان، اقتصاد سالم و توسعه

بازگشت نخبگان و ایرانیانی که با فشار و سرکوب حکومت ناچار به مهاجرت و ترک ایران شده و دل‌تنگ وطن هستند، محتوای برخی دیگر از آرزوهای شهروندان برای سال نو را تشکیل می‌دهد.

آرزوی مرگ علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، آغاز دوره‌ای بدون حضور روحانیان در مناصب حکومتی، محاکمه سران و عوامل حکومت و صلح و ثبات در ایران و خاورمیانه از موارد مطرح شده در بخشی دیگر از پیام‌های شهروندان بودند.

محمود مهرابی، زندانی سیاسی که بیش از یک سال است در زندان مرکزی اصفهان محبوس شده، در پیامی که به دست ایران‌اینترنشنال رسیده است، گفت: «زمانی می‌توانم نوروز را شادباش بگویم که دل‌خوشی واقعی میان مردم نمایان باشد.»

مهرابی تاکید کرد «تغییر از شرایط دل‌مرگی به دل‌خوشی» تنها به دست خود مردم محقق خواهد شد.

او از مقام‌های جمهوری اسلامی با عنوان افرادی یاد کرد که هنری جز آباد کردن زندان‌ها و قبرستان‌ها نداشته‌اند و آرزوی رسیدن نوروز و روزهایی را کرد که میهن‌دوستان در جای‌جای ایران ریشه بدوانند.

شماری دیگر از مخاطبان ایران‌اینترنشنال در پیام‌هایشان به ضرورت برخورداری از آزادی بیان، پیشرفت و توسعه، آزادی زنان، رهایی از حجاب اجباری، ارزانی، اقتصاد سالم و بازگشت تفریح و شادی به زندگی روزمره مردم پرداختند.

شهروندی گفت: «امیدوارم روزی برسد که نه در ایران و نه در هیچ کجای جهان، کسی را به خاطر بیان عقیده‌اش به کام مرگ نفرستند و هیچ مرجع دینی‌ای به خودش اجازه ندهد افکارش را با زور و استبداد بر دیگری تحمیل کند.»

زنی میانسال نیز در پیام خود گفت: «ای کاش بچه‌هایمان سرانجام در سال نو، رنگ شادی و آزادی را ببینند. امیدوارم آرزوی هیچ‌کس در حد آرزو باقی نماند.»

یکی از مخاطبان در پیام خود گفت زمانی که آرزوهایش برای فردای ایرانِ آزاد برآورده شود، سرش را بالا می‌گیرد و می‌خواند: «حالم خوب شه، قول می‌دم شهر رو شیرینی می‌دم...»

«رهگیری شده»؛ طعم تلخ جنگ اوکراین در مکالمات سربازان روس

۲۶ اسفند ۱۴۰۲، ۱۲:۱۲ (‎+۰ گرینویچ)
•
محمد عبدی

«رهگیری شده» (Intercepted)، تصویر متفاوت و هولناکی از جنگ اوکراین که بر اساس مکالمات تلفنی هک‌شده سربازان روس با خانواده‌شان در روسیه ساخته شده است.

این فیلم مستند تازه‌ای است ساخته اوکسانا کارپوویچ که بعد از نمایش در جشنواره برلین، این روزها به جشنواره تسالونیکی رسیده و با حضور چشمگیر پلیس و نیروهای امنیتی در اطراف تالار سینما به نمایش درآمده؛ تصویر متفاوت و هولناکی از جنگ اوکراین که بر اساس مکالمات تلفنی هک‌شده سربازان روس با خانواده‌شان در روسیه ساخته شده و تصویر جامع و غریبی از اتفافاتی که در مرز روسیه و اوکراین و خط اول نبرد در حال رخ دادن است ترسیم می‌کند.

فیلمساز از ماده اولیه این مکالمات که در اختیارش قرار گرفته، به طرز هوشمندانه‌ای استفاده می‌کند تا جنگ را از وجوه مختلف در ذهن تماشاگرش بازسازی کند، تا آنجا که شاید تصویر کردن عینی آن دیالوگ‌ها- در قالب فیلمی تخیلی یا مستند با شخصیت‌هایی که دیده می‌شوند- به هیچ وجه نمی‌توانست این تأثیر غیر‌مستقیم را بر تماشاگر داشته باشد. 

فیلمساز در تصویر تنها به نمایش ویرانی‌های جنگ می‌پردازد: ساختمان‌های مخروبه و مردم عادی کوچه و خیابان که با جنگی ناخواسته درگیر شده‌اند. اغلب یک دوربین ثابت را در یک موقعیت مشخص انتخاب می‌کند و دوربین نظاره‌گر صحنه‌ای است که جز ویرانی در آن دیده نمی‌شود؛ یا تصویری از داخل خانه‌های خراب‌ شده و به غارت رفته، یا تصویر ساختمان‌های ویران شده از بیرون که در کنار آن‌ها قرار است زندگی جریان داشته باشد: یک بار کسی در داخل خانه ویران نشسته و ساکت سیگاری دود می‌کند، یا چند زن بیرون خانه‌ای مخروبه جمع شده‌اند و با هم حرف می‌زنند، یا پیرزنی تنها از کنار ویرانه یک ساختمان بلند می‌گذرد.

گاه دوربین از داخل یک اتوموبیل در جاده‌ها حرکت می‌کند و ویرانی‌های گسترده را به نمایش می‌گذارد. یکی از این نماها، یک نمای بدون قطع طولانی است که اتوموبیل در یک جاده در حال حرکت است و دوربین ساختمان‌های تخریب شده بی‌شماری را در یک نمای ممتد به نمایش می‌گذارد.

همه این صحنه‌ها با دیالوگ‌های ساده سربازان روس در خط اول نبرد با پدر و مادر یا همسرشان در داخل خاک روسیه، ابعاد تکان دهنده‌ای می‌یابد. این دیالوگ‌ها خوش‌بختانه یک طرفه و شعاری نیستند و گاه حتی به بحث و جدال هم می‌رسند: گاه سرباز به کاری که می‌کند مفتخر است و همسر یا دوست دخترش او را به باد انتقاد می‌گیرد، یا برعکس، زمانی که سرباز با احساس پوچی لب به گلایه می‌گشاید و از یأس و نومیدی حرف می‌زند، برخی خانواده‌هاحرف‌های پروپگاندای رسانه‌های روسیه را تکرار می‌کنند.

این میان برخی دیالوگ‌ها تکان‌دهنده هستند و فراموش‌نشدنی: در ابتدای مکالمه یک مادر با فرزندش، مادر به اومی‌گوید که برایش ۴۰ روز دعا در کلیسا خریده، اما رفته‌رفته سرباز خشونت غریبی را که این روزها در حال ارتکاب آن است برای مادرش توضیح می‌دهد و خودش هم نمی‌داند که چطور به این نقطه رسیده: او از شکنجه‌ای به نام«۲۱ گل سرخ»(۲۰انگشت و یک آلت تناسلی) برای مادرش می‌گوید و این که خودش آن را بر روی اسرای جنگی انجام می‌دهد. او خودش را آدم ذاتاً مهربانی می‌خواند که نمی‌داندحالا چطور به این نقطه رسیده که می‌تواند چنین شکنجه‌هایی را روی انسانی دیگر اعمال کند، اما مادری که از دعا و رحمت خداوند حرف می‌زد، در جملاتی غریب می‌گوید: «انسان؟ اون‌ها انسان نیستند!»

کودک شش ساله‌ای از پدر سربازش می‌خواهد که همه اوکراینی‌ها را بکشد و برگردد، و زمانی که یک سرباز از شلیک به زنی که با دو فرزندش در خیابان راه می‌رفته می‌گوید، همسرش در روسیه تأکید دارد که «همه اون‌هادشمن‌اند، فرقی نمی‌کنه». 

از طرف دیگر گاه این معادله برعکس می‌شود: یک زن که می‌گوید سال‌ها برای دستگاه قضایی روسیه کار کرده، شوهرش(یا دوست پسرش) را به باد انتقاد می‌گیرد که بازیچه شده و چطور سیاست و سیاستمداران زندگی آنها را تباه کرده‌اند. این زن با شجاعت می‌گوید که «اگر [روس ها] در حال گوش کردن به این مکالمه هستند، بگذار بشنوند.

تردیدهای سربازان و نومیدی‌های آنها، بخش قابل توجهی از فیلم را شکل می‌دهد که در آن وجوه روان‌شناسانه جنگ و تأثیر فردی آن به شکلی جذاب مورد بررسی قرار می‌گیرد. در یکی از مکالمه‌های نزدیک به پایان فیلم، سرباز که با همسرش حرف می‌زند از بیهودگی جنگ می‌گوید و اشاره دارد که از این مهلکه یا مرده بیرون خواهد آمد یا زخمی. او در تلفن وصیت می‌کند که همسرش کودک شش ساله‌شان را به هیچ وجه به ارتش نفرستد. این بخش یکی از جذاب‌ترین قسمت‌های فیلم را رقم می‌زند که بیهودگی جنگ در آن نمودی آشکار و عیان می‌یابد.

در عین روایت وضعیت نیروهای روسیه(که گاه مجبور به خوردن گوشت سگ شده‌اند تا زنده بمانند) به خشونت سربازان روس علیه یکدیگر هم پرداخته می‌شود، تا آنجا که در بخشی از مکالمات، یکی از سربازان برای خانواده‌اش توضیح می‌دهد که به دسته‌ای تعلق دارد که در جبهه نبرد، کمی عقب‌تر می‌ایستند تا اگر سرباز روسی به عقب فرار کرد، او را بکشند.

از طرف دیگر اشاره‌های رومزه و عادی با مقایسه زندگی در روسیه و اوکراین، به یکی از مایه‌های فیلم بدل می‌شود؛ جایی که سربازان روس با تحسین از لباس پوشیدن اوکراینی‌ها و لباس‌های گرا‌ن‌قیمت باقی مانده از آنها (و دزدیدن‌شان از خانه‌های متروک)، به دنبال لحظه‌های ساده‌ای از زیستن هستند که جنگی بیهوده، از هر دو طرف دریغ می‌کند.

کارنامه فساد اقتصادی در دست کاظم صدیقی

۲۶ اسفند ۱۴۰۲، ۱۲:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)
•
فریبرز کلانتری

بررسی شبکه شرکت‌های پسران کاظم صدیقی، ابعاد پنهانی از فعالیت‌های تجاری این خاندان را آشکار می‌کند. علاوه بر این خدمات غیرتجاری، شرکت‌های مهمی که از قضا «تجاری» نیز هستند، از سوی این خاندان ثبت شده‌اند.

شرکت «آریا معدن پرگاس» که در حوزه استخراج معادن زیرزمینی و روباز و استخراج فرآورده‌های معدنی مشغول به کار است، یکی از شرکت‌هایی است که از سوی خاندان صدیقی ثبت شده و در حال فعالیت است.

یکی از اعضای هیات مدیره این شرکت، فردی است به نام «حسام‌الدین مهدوی ابهری» که ۱۴ آبان ۱۳۹۷ گزارشی با تیتر «سود میلیاردی بلیت فروشی همچنان در چنگ آقازاده‌ها؛ این بار ح.م» درباره او در سایت ایران‌وایر منتشر شده است.

در این گزارش ضمن اشاره به سود میلیاردی آقازاده‌ها از فروش بلیت‌های لیگ فوتبال آمده است: «به ازای فروش هر بلیت بازی‌های لیگ ایران، ۱۰ درصد سهم فدراسیون فوتبال می‌شد، پنج درصد به سازمان لیگ، پنج درصد به هیات فوتبال، پنج درصد به نیروی انتظامی و ۳۵ درصد به شرکت برهان مبین می‌رسید؛ این یعنی ۶۰ درصد سود یک مسابقه خرج برگزاری و بلیت‌فروشی می‌شد و فقط ۴۰ درصد به دو تیم مهمان و میزبان داده می‌شد.»

در همان خبر اشاره شده است که حسام‌الدین، فرزند «احمد مهدوی ابهری» است که نماینده حوزه انتخابی ابهر و خرمدره در دوره‌های پنجم، هفتم و هشتم مجلس شورای اسلامی بوده است.

نکته قابل تامل آن‌که احمد مهدوی ابهری، همان همشهری و رفیق قدیمی کاظم صدیقی است.

این در حالی است که خاندان صدیقی علاوه بر حوزه معدن در حوزه هتل‌داری نیز با پسران «حمید شکیب مهر»، فرمانده سابق سپاه قم، در شرکت‌هایی به نام «طلایه‌داران اقلیم پارسه» و «طلایه‌داران باد و خورشید پارسه»، فعالیت‌های تجاری دارند.

100%

نکته دیگر اینکه پسران صدیقی در اسفند ماه ۱۳۸۹ نیز با تاسیس شرکتی به نام «بازرگانی و پخش ریحانه‌گستر راه ابریشم»، قرار بود فعالیت‌های تجاری خود را در حوزه بازرگانی و صادرات و واردات شکل دهند که به دلایل نامعلوم مجبور به انحلال این شرکت شده‌اند.

کاظم صدیقی از رابطه با مالک تک‌ماکارون تا زمین‌خواری

چهار سال پیش که بحث مالک تک‌ماکارون و تخلفات آن در توییتر سابق منتشر شد، درباره علایق ویژه و ارتباطات رضا مطلبی کاشانی، مالک تک‌ماکارون با برخی از امامان جمعه‌ به خصوص کاظم رجبی صدیقی، برای نخستین‌بار در فضای مجازی سوال شد.

همان زمان از تشکیل مثلث رفاقتی میان احمد مروی، تولیت فعلی آستان قدس رضوی، کاظم رجبی صدیقی، امام‌جمعه تهران و رضا مطلبی کاشانی خبرهایی منتشر شد که بر اساس آن‌ها، حاصل این رفاقت در نهایت این شده که با حمایت و معرفی مروی، اسماعیل خطیب به عنوان رییس اداره اطلاعات قم منصوب شد.

خطیب اکنون وزیر اطلاعات دولت ابراهیم رئیسی است.

پس از مرگ محمدتقی مصباح یزدی، کاظم صدیقی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی با اشاره به کرامات او، مدعی شد از غسالی که مصباح یزدی را می‌شسته، شنیده است که مصباح چشم‌هایش را در هنگام شست‌وشو باز کرده است.

پس از آن بود که برخی خبرنگاران در توییتر به بیماری روانی صدیقی اشاره کرده و نام غسال مدنظرش یعنی رضا مطلبی کاشانی، صاحب تک‌ماکارون را افشا کردند. همان‌جا بود که از دوست پولدار علیرضا پناهیان، دیگر روحانی حکومتی که همان رضا مطلبی کاشانی است، پرده‌برداری شد.

در ۲۳ اسفند ۱۴۰۲، یاشار سلطانی، خبرنگار منتقد، مطلبی منتشر کرد و درباره یک باغ چهار هزار و ۲۰۰ متری در منطقه خوش آب و هوای ازگل تهران خبر داد که صدیقی و فرزندانش آن را غصب کرده‌اند.

در این خبر به چگونگی غصب این زمین از سوی صدیقی و فرزندانش اشاره و تاکید شده: «سال ۱۳۸۲ کاظم صدیقی که هنوز امام جمعه تهران نشده بود اما در دستگاه قضایی ایران سمت قابل توجهی داشت، حوزه علمیه‌ای در تهران تاسیس کرد که با نام "مدرسه علمیه امام خمینی" شناخته می‌شود.»

بر اساس این خبر مشخص می‌شود که آبان امسال، شرکتی به نام «موسسه غیر تجاری پیروان اندیشه‌های قائم» ثبت شده که یک ماه پس از ثبت، اسناد مالکیت این باغ به نام این شرکت می‌شود. شرکتی که به جز کاظم صدیقی و دو فرزند او «محمد حسین» و «محمد مهدی»، «رضوانه قوام»، عروس کاظم صدیقی هم به عنوان بازرس آن معرفی شده است.

تا زمان نگارش این گزارش، از سوی صدیقی پاسخی به این خبر منتشر نشده است و به نظر می‌رسد با توجه به اینکه در نام این شرکت کلمه «غیرتجاری» ذکر شده، صدیقی به راحتی می‌تواند به عام‌المنفعه بودن آن و خدماتی که قرار است در راستای اندیشه‌های مهدی موعود انجام دهد، ‌اشاره کند.