• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

آغازی بر پایانِ آلزایمر؛ داروی «دونانمب» مجالی برای امید و شادی است

۲ خرداد ۱۴۰۲، ۲۳:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)

چشم‌های خود را ببندید و سعی کنید با حذف خاطراتتان، تعریفی از خود ارائه کنید. چه احساسی دارید؟ کار وحشتناکی به‌نظر می‌رسد؟ این وحشت، زیستِ روزمره گروهی از مردم است که با بیماری «آلزایمر» دست به گریبان‌اند. اکنون اما با عرضه داروهای جدید، مجالی برای شادی و امید پدیدار شده است.

زن وارد اتاق می‌شود و می‌گوید: «بابا! برایت چای آوردم.»

مرد می‌گوید: «کی شما را داخل راه داده؟ پس دخترم کجاست؟»

زن در پاسخ می‌گوید: «بابا منم، دخترت ...»

مرد می‌گوید: «بهتر نیست این‌جا را ترک کنی؟ اگر نه زنگ می‌زنم به پلیس ...»

زن به چشم‌های وحشت‌زده پدر خیره می‌شود. یادش می‌آید او همان مردی است که روزی برای اولین بار به پارک بردش تا دوچرخه‌سواری کند.

شاید آن وقت با خودش فکر کرده بود: «پدر من چقدر قوی است. او همه‌چیز را می‌داند و کنار او نگران زمین خوردن نیستم ...»

زن به آرامی به پدرش نزدیک می‌شود و دستان بزرگ او را در دست می‌گیرد. در حالی که بغضش را فرو می‌خورد، به او می‌گوید: «چیزی نیست بابا! من این‌جا هستم. همیشه این‌جا هستم ...»

100%

احساسات و خاطرات ما هستند که بخش اصلی شخصیتمان را تشکیل می‌دهند.

حالا یک لحظه چشمانتان را ببندید و سعی کنید بدون در نظر گرفتن خاطراتتان از سنین کودکی تا امروز، تعریفی از خودتان ارائه دهید. چه احساسی دارید؟ کار سخت و حتی وحشتناکی به می‌رسد. این‌طور نیست؟

این وحشت برای کسانی که با مشکل حواس‌پرتی به پزشک مراجعه می‌کنند و تشخیص بیماری آلزایمر می‌گیرند، غیرقابل تصور است. از آن ناامیدکننده‌تر این است که کمی پس از پیشرفت بیماری، آن‌ها دیگر حتی «نمی‌دانند» فراموشی گرفته‌اند.

پس از ورود داروی جدید درمان آلزایمر به بازار، روزنامه «گاردین» سراغ سه نفر از کسانی رفته است که شاهد رنج عزیزان مبتلا به آلزایمر خود بوده‌اند تا نظر آن‌ها را در مورد این درمان جدید جویا شود.

اکنون پس از ۲۰ سال و در عرض ۱۲ ماه، دو داروی جدید وارد بازار شده است؛ داروهایی که به نظر می‌رسد پیشرفت بیماری را کند می‌کنند: «لِکَنِمَب» که نرخ زوال شناختی را در بیماران مبتلا به آلزایمر اولیه تا ۲۷ درصد کم می‌کند و «دونانِمَب» که نرخ رشد بیماری را تا ۳۰ درصد کاهش می‌دهد.

دیو شپرد، ساکن شهر دوون:

تشخیص آلزایمر زودرس برای همسرم، کاترینا، زمانی که تنها ۵۸ سال داشت، داده شد. او اکنون در خانه مراقبتی دولتی زندگی می‌کند.

من با آن‌چه برای همسرم اتفاق افتاده کنار آمده‌‌ام اما فکر کردن به این موضوع که این دارو می‌تواند جلوی رنج کشیدن سایر مبتلایان و خانواده‌های آن‌ها را بگیرد، موجب خوشحالی من است.

آلزایمر یک بیماری پیش‌رونده و بی‌رحم است و خانواده بیماران، شاهد آن هستند که عزیزانشان کم‌کم بد و بدتر می‌شوند.

شروع بیماری و زمانی که هنوز نمی‌دانید مشکلی وجود دارد، بسیار وحشتناک است. من هنوز هم احساس گناه می‌کنم زیرا وقتی کاترینا چیزهایی را فراموش می‌کرد، مدام همان سوالات را می‌پرسید یا کاری را می‌کرد که هزاران بار انجام داده بود، عصبانی می‌شدم.

من فکر می‌کردم او تمرکز ندارد و با عصبانیت با او رفتار می‌کردم. حالا از فکر کردن به این که آن زمان همسرم چقدر وحشت‌زده بوده و واکنش‌های من همه‌چیز را برای او ترسناک‌تر کرده است، قلبم به درد می‌آید.

100%

وقتی شریک زندگی شما آلزایمر داشته باشد همه چیز تغییر می‌کند. در نهایت شما به یک مراقبِ ۲۴ ساعته تبدیل می‌شوید. نمی‌توانستم او را تنها بگذارم چون او نمی‌توانست به آشپزخانه رفته یا به تنهایی از پله‌ها بالا برود زیرا تعادل خودش را از دست داده بود.

دنیای من هم به اندازه دنیای کاترینا کوچک شده بود: ما بودیم و چهار دیواری‌مان.

به نظر من این دارو در صورتی می‌تواند فوق‌العاده باشد که روند تشخیص سریع‌تر اتفاق بیافتد.

تشخیص آلزایمر می‌تواند بسیار طولانی شود. شش ماه طول کشید تا کاترینا را متقاعد کنم برای تشخیص به بیمارستان برود. در آن مرحله پزشکان به ما گفتند که مشکلی وجود ندارد.

شش ماه دیگر هم طول کشید تا کاترینا با مراجعه به متخصص دیگری موافقت کند.

در نهایت بیماری او را تشخیص دادند اما در آن زمان حتی اگر داروهایی که از آن حرف می‌زنید وجود داشتند هم نمی‌توانستند آسیب وارد شده به مغز کاترینا را جبران کنند.

فرناندو ماررو، ساکن شهر واندزورث:

آلزایمر در خانواده ما به شدت ارثی است. بیشتر دایی‌ها و خاله‌های مسن من به دلیل ابتلا به این بیماری فوت کردند و حالا مادرم هم به آلزایمر دچار شده است.

یکی از دایی‌هایم پیش از ابتلا به سه زبان صحبت می‌کرد. دایی دیگرم پس از تشخیص، وحشت‌زده شده بود. او به من گفت: «از این که دیگر نتوانم کسی را بشناسم خیلی می‌ترسم.»

می‌توانستم وحشت و نگرانی را در چشمانش ببینم و درست هم می‌گفت: وقتی هفته بعد به دیدنش رفتم، او دیگر قادر به شناخت اطرافیان خود نبود.

خود من برای جلوگیری از ابتلا به آلزایمر آن‌قدر روی اصول سفت‌ و سختی زندگی می‌کنم که دوستانم به من می‌خندند. اما این‌گونه زندگی کردن به من کمک می‌کند تا چیزها را فراموش نکنم زیرا وقتی چیزی را فراموش می‌کنم مضطرب می‌شوم.

100%

مجلات پزشکی را برای یافتن توصیه‌های جدید علمی مطالعه می‌کنم و حتی زمانی که خسته‌ام، می‌نویسم، می‌خوانم، جدول کلمات متقاطع یا سودوکو حل می‌کنم، به دو زبان صحبت می‌کنم، ورزش می‌کنم و هر زمان که چیزی می‌خورم، اطمینان حاصل می‌کنم که برای سلامت مغزم مفید باشد.

این‌گونه زندگی کردن برای من استرس زیادی دارد. می‌خواهم این داروی جدید را امتحان کنم. می‌دانم مصرف این قرص هنوز به این سادگی نیست و عوارض جانبی آن ممکن است مشکل‌ساز باشند اما از طرفی می‌تواند خیالم را تا حدودی راحت کند.

با دیدن رنج عزیزانم می‌توانم بگویم فراموشی بی‌رحمانه‌ترین نوع بیماری است.

تماشای عزیزانتان که روزبه‌روز با کاهش حواس شناختی روبه‌رو می‌شوند وحشتناک است.

جکی فیلدز، ساکن شهر چلمسفورد:

شوهرم «جان»، سه سال پیش بر اثر آلزایمر درگذشت. پزشکان بیماری او را در سال ۲۰۱۰ و سه سال پس از ابتلا تشخیص دادند.

100%

دوست داشتن کسی که آلزایمر دارد شکنجه است. اولین چیزی که اتفاق می‌افتد این است که آن‌ها هر گونه احساس هم‌دلی را از دست می‌دهند. برای من، نگاه کردن به چشمان بی‌عاطفه و بی‌احساس مردی که ۵۰ سال از زندگی‌ام را با او شریک بودم، ویران‌کننده بود.

آن‌ها تمام تاریخ‌های مشترکتان را فراموش می‌کنند. وقتی این اتفاق می‌افتد، قسمتی از شما نیز می‌میرد. این بدان معنی است که دیگر کسی که عاشقش هستید شما را نمی‌شناسد و آن‌جاست که احساس ناامیدی و تنهایی وجودتان را فرا می‌گیرد.

جان همیشه مرد فعالی بود و همین، نگهداری از او را بسیار سخت کرد زیرا همیشه در تلاش بود تا از خانه بیرون برود. مجبور شدم روی درها قفل بگذارم و اطراف خانه حصار نصب کنم.

داخل خانه مدام دنبالم می‌آمد. یک‌بار قیچی آشپزخانه را برداشت و یک حوله را مربع مربع قیچی کرد. کارد و چنگال‌ها را با احتیاط می‌پیچید و در جاهایی غیرمعمول پنهان می‌کرد. حتی یک بار کنترل از راه دور را روی شعله گاز گذاشت. مجبور شدم روی در آشپزخانه قفل بگذارم زیرا بودن در آشپزخانه برای همسرم امن نبود. خانه‌مان برای حفاظت از جان، به زندان تبدیل شده بود.

در مدت بیماری همسرم، هر احساسی از افسردگی تام تا خشم مطلق را پشت سر گذاشتم.

100%

وقتی درباره این قرص خواندم، به این فکر کردم که در چنین درمان‌هایی باید احساس کسانی که از افراد مبتلا به آلزایمر مراقبت می‌کنند هم در نظر گرفته شود. ما آن‌قدر ناامیدیم که حاضریم برای جلوگیری از فاجعه‌ای که برای عزیزانمان رخ داده هر کاری انجام دهیم. برای همین، فوق‌العاده آسیب‌پذیر هستیم.

تا امروز بیش از ۱۰۰ شکل مختلف از زوال عقل شناسایی شده که از ۸۵۰ هزار مبتلا به آن در بریتانیا، حدود ۵۰۰ هزار نفرشان آلزایمر دارند و با این دارو، فقط برخی از آن‌ها را می‌توان درمان کرد.

این دارو یک قدم رو به جلو است اما باید بسیار مراقب بود که با «امید» افراد بازی نکند.

آلزایمر شایع‌ترین علت زوال عقل و یکی از بزرگ‌ترین تهدیدات سلامتی در جهان است.

طبق پیش‌بینی‌ها، تعداد افراد مبتلا به زوال عقل در سراسر جهان تا سال ۲۰۵۰ تقریبا سه برابر شده و به ۱۵۳ میلیون نفر می‌رسد.

مبتلایان به زوال عقل عزیزان کسانی‌اند که زندگی آن‌ها هم با چنین تشخیصی از هم می‌پاشد زیرا مجبور می‌شوند شاهد تن دادن عزیز خود به این بیماری باشند در حالی که زندگی خودشان هم به آرامی محو می‌شود زیرا این بیماری یک عمر خاطرات مشترک را از مغز شریک زندگی، والدین یا دوستان پاک می‌کند و توانایی‌‌ها برای تجربه احساسات و تغییر شخصیت را از بین می‌برد.

این است که کشف داروی جدید «دونانمب» با کاهش سرعت پیشرفت آلزایمر به یک‌سوم، مجالی برای امید و شادی محسوب می‌شود.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد
۱

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۲
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

۳
تحلیل

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

۴

نفوذ جمهوری اسلامی و کارزار جمع‌آوری کمک‌های مالی شیعیان کشمیر پس از کشته شدن خامنه‌ای

۵

فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

Banner

انتخاب سردبیر

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

•
•
•

مطالب بیشتر

چرا مجازات اعدام از اساس اشتباه است؟

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۲، ۲۱:۲۲ (‎+۱ گرینویچ)

ایرانیان مقیم کشورهای مختلف روز شنبه ۳۰ اردیبهشت دست به برگزاری تجمع‌های اعتراضی علیه جمهوری اسلامی زدند. این تجمع‌ها در پاسخ به فراخوان‌های از پیش منتشر شده و در اعتراض به گسترده شدن موج اعدام‌ها در ایران برگزار شد.

از جمله آخرین موارد اعدام‌ها در ایران، به دار آویختن مجید کاظمی، صالح میرهاشمی و سعید یعقوبی، سه نفر از متهمان پرونده موسوم به «خانه اصفهان» در سحرگاه روز جمعه ۲۹ اردیبهشت بود.

پس از انتشار خبر اعدام کاظمی، میرهاشمی و یعقوبی، سه معترض زندانی در زندان دستگرد اصفهان، مردم شهرهای مختلف ایران به خیابان‌ها آمده و با شعاردهی، آتش‌ زدن نمادهای حکومت و سایر شیوه‌های اعتراضی، بر عزم خود برای سرنگون کردن جمهوری اسلامی تاکید کردند و علیه مجازات اعدام‌‌ شعار دادند.

گرچه مردم علیه اعدام معترضان شعار می‌دهند اما وب‌سایت «هیومن‌ رایتز کری‌یرز» سراغ پاسخ این سوال رفته که چرا مجازات اعدام اساسا نباید وجود داشته باشد؟

گسترش لغو اعدام

بیش از ۷۰ درصد کشورهای جهان مجازات اعدام را لغو کرده‌اند اما مجازات مرگ هنوز در ایران، چین، ژاپن، عربستان سعودی، آمریکا و ... وجود دارد.

در آمریکا، بر سر این که آیا مجازات اعدام باید وجود داشته باشد یا نه اختلاف‌نظراتی وجود دارد و نظرات متفاوتی درباره این که آیا اعدام باید بماند، لغو شود یا با صدور مهلت قانونی، به تعویق انداخته شود، مطرح است.

از سال ۲۰۱۹ بدین سو، ایالت‌های نیوهمپشر، کلرادو و ویرجینیا در ایالات متحده به مجازات اعدام پایان داده‌اند.

اما در کل آمریکایی‌ها درباره مجازات اعدام چه فکر می‌کنند؟

طبق نظرسنجی موسسه گالوپ در سال ۲۰۲۱، ۵۴ درصد آمریکایی‌ها با مجازات مرگ موافق و تنها ۴۱ درصد جوانان ۱۸ تا ۳۴ سال موافق لغو مجازات اعدام بوده‌اند.

100%

اما چرا کشورها باید به چنین مجازاتی پایان دهند؟

نگاهی بیندازیم به پنج دلیل که چرا مجازات اعدام از اساس اشتباه است:

۱. مجازات اعدام غیرانسانی است

شیوه‌های اعدام در جهان شامل تیرباران، اعدام با طناب دار و صندلی الکتریکی یا تزریق ماده کشنده است.

آیا این راه‌ها بی‌رحمانه و غیرمعمول نیستند؟ مخالفان اعدام در استدلال‌هایشان برای لغو این مجازات به مفاد کنوانسیون منع شکنجه و دیگر رفتارها یا مجازات‌های بی‌رحمانه استناد می‌کنند که توافق‌نامه‌ای بین‌المللی است و هدف از آن جلوگیری از اعمالی است که غیرانسانی انگاشته می‌شوند.

گرچه در این کنوانسیون موضعی در برابر اعدام اتخاذ نشده اما بسیاری از مخالفان اعدام بر این باورند که اعدام هم باید در جرگه مجازات‌هایی قرار بگیرد که در این کنوانسیون آمده است.

برخی ادعا می‌کنند اعدام می‌تواند «انسانی» انجام شود اما همچنان مشکل جان کندن برخی زندانیان تا زمان مردن آنان را در نظر نمی‌گیرند.

طبق تحقیقات، سه درصد اعدام‌ها بین سال‌های ۱۸۹۰ تا ۲۰۲۰ در آمریکا آنچنان که باید پیش نرفتند. و این به چه معناست؟

این یعنی برای کشتن یک زندانی زجر فراوانی به او تحمیل می‌شود.

اعدام با تزریق کشنده بالاترین نرخ اشتباه در فرآیند اعدام را دارد و هر چقدر هم که گزینه معمولی در اجرای حکم اعدام باشد، وقتی تزریق درست پیش نرود، می‌تواند مدت زیادی طول بکشد تا زندانی بمیرد و نمونه‌های آن هم کم نبوده است.

۲. سهم برخی از اعدام، بیش از بعضی دیگر است

مجازات اعدام نمونه خوبی از اجرای بی‌چون‌ و چرای عدالت نیست چون طبق آمار سازمان ملل، سهم فقرا از مجازات اعدام در جهان بیشتر است و برای آن چند دلیل وجود دارد: یک این که افراد فقیر بیشتر از سوی پلیس هدف قرار داده می‌شوند. دو این که توانایی مالی پرداختن حق‌الزحمه یک وکیل خوب را ندارند و اغلب تا بتوانند از کمک قانونی مجانی در برگزاری دادگاه عادلانه استفاده کنند، کار از کار گذشته است.

100%

در ایالات متحده، مساله نژاد بزرگ‌ترین نگرانی برای مخالفان اعدام است. طبق پژوهش‌ها، ۳۵ درصد افرادی که طی ۴۰ سال گذشته در ایالات متحده اعدام شده‌اند سیاه‌پوست بوده‌اند در حالی که آمریکاییان سیاه‌پوست تنها ۱۳ درصد جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهند. پس چنین آماری چطور با عقل جور درمی‌آید؟

نتیجه موشکافی بیشتر محققان در پاسخ به این سوال نشان می‌دهد در چنین آماری، رد پای تبعیض نژادی پیداست و انبوهی پژوهش حاکی از سوگیری نژادی در صدور و اجرای احکام اعدام در آمریکاست.

۳. مجازات اعدام گاه ابزار سلطه است نه عدالت

مجازات مرگ قرار است تنها مجازات جدی‌ترین جرایم همچون قتل باشد اما در عمل در سراسر جهان، حکومت‌ها مجازات اعدام را در پاسخ به جرایمی که در آن کشتاری در کار نبوده به کار بسته‌اند. طبق آمار سازمان عفو بین‌الملل، سال ۲۰۲۲ سال وحشتناکی در مجازات اعدام بوده؛ در این سال کشورها مجازات اعدام را به عنوان سلاحی در مقابل معترضان، اقلیت‌ها و دیگر دشمنان سیاسی‌شان به کار گرفته‌اند.

اعدام‌های گسترده به دست جمهوری اسلامی در ایران از زمان انقلاب سال ۵۷ آغاز شد و سال ۲۰۲۱ پس از چند سال روند کاهشی، بار دیگر شمار اعدام‌ها افزایش یافت.

مجازات اعدام در ایران برای جرایمی مثل قاچاق مواد مخدر، جرایم مالی، سرقت مسلحانه، روابط همجنسگرایانه و خارج ازدواج و «افساد فی‌الارض» در نظر گرفته شده است.

طبق گزارش‌‌ سازمان عفو بین‌الملل، جمهوری اسلامی در سال ۲۰۲۲ هم دست‌کم ۵۷۶ نفر را اعدام کرده است

در سال ۲۰۲۱، ۳۳۳ نفر در ایران اعدام شدند که شمار آنانی که «به دلیل ارتکاب جرایم مرتبط با موادمخدر» اعدام شدند تا پنج برابر بیشتر از سال ۲۰۲۰ بود.

100%

در میانمار، هنگامی که ارتش قدرت را در دست گرفت، دادگاه‌هایی بدون حق درخواست تجدیدنظر برگزار کرد که در آن‌ها ۹۰ نفر محکوم به مرگ شدند که بسیاری از آن‌ها معترض و خبرنگار بودند.

روشن است که بسیاری حکومت‌ها به اجرای عدالت علاقه‌ای ندارند بلکه از اعدام به عنوان ابزار سرکوب و کنترل استفاده می‌کنند تا با اعدام‌های خودسرانه تعریف خودشان را از آنچه در جامعه قابل قبول است یا نیست، ارائه دهند که این امر شهروندان چنین کشورهایی را در رعب و ترس نگه می‌دارد و حقوق انسانی آنان را نقض می‌کند.

این است که وجود اعدام به عنوان نوعی مجازات، به حکومت‌های فاسد اجازه می‌دهد چنین مجازاتی را در راستای اهداف خودشان به کار بگیرند.

۴. «که نتوان سر کشته پیوند کرد»؛ در صورت اعدام ناعادلانه، نمی‌توان مرده را زنده کرد

چیزی که مجازات اعدام را از مجازات حبس ابد متمایز می‌کند این است که حتی اگر پس از اعدام فرد، اطلاعاتی دال بر بی‌گناهی او پیدا شود، فرد اعدام‌ شده را نمی‌توان به زندگی برگرداند.

نتیجه تحقیقات یک پژوهشگر حوزه حقوق در آمریکا در سال ۲۰۰۰ نشان داد که نرخ اشتباه در صدور حکم اعدام در آمریکا بسیار بالاست. نرخ چنین اشتباهی در ۹۰ درصد ایالت‌های آمریکا که مجازات اعدام در آن‌ها قانونی است بیش از ۵۲ درصد و در ۸۵ درصد ایالات هم نرخ اشتباه بالاتر از ۶۰ درصد بوده است.

تحقیقات جدیدتر در سال ۲۰۱۴ و با استناد به داده‌های جمع‌ شده بین سال ۱۹۷۳ تا ۲۰۰۴ نشان داد که یک نفر از هر ۲۵ نفر در آمریکا، احتمالا اشتباها اعدام شده است.

100%

طبق دیگر مستندات معتبر نیز سیستم قضایی با ارتکاب اشتباهات متعدد، بسیار مشکل‌دار است و سیستمی نیست که بتوان به آن برای اجرای مجازاتی مثل مجازات اعدام اعتماد کرد.

۵.اعدام دردی از کاهش آمار جرم و جنایت دوا نمی‌کند

بعضی افراد قبول دارند که مجازات مرگ مجازات درستی نیست اما معتقدند «اگر» از وقوع جرم و جنایت جلوگیری می‌کند، چرا نه؟

اما چنین اظهارنظری یک «اگر» بزرگ در خود دارد.

خوشبختانه در این زمینه هم پژوهش‌هایی انجام شده که نشان می‌دهد مجازات اعدام تاثیری در کم شدن جرم و جنایت ندارد.

طبق آمار«مرکز اطلاعات مجازات اعدام»، در آن ایالت‌های آمریکا که مجازات مرگ در آن‌ها وجود ندارد، نرخ قتل پایین‌تر است.

اما چرا اعدام از بروز جرم و جنایت پیشگیری نمی‌کند؟

پاسخ شاید در روان انسانی نهفته باشد که مرتکب جرم و جنایت می‌شود.

100%

طبق یک مقاله منتشر شده روی وب‌سایت «روان‌شناسی امروز»، بیشتر مجرمانی که مرتکب جرم می‌شوند در حین ارتکاب جرم و جنایت، رفتار معقولی از خود نشان نمی‌دهند: سلامت روان، سوءمصرف مواد و تروما از دلایل اصلی ارتکاب جرم و جنایت هستند.

۴۳ درصد زندانیان در ایالات متحده‌ مشکل سلامت روان و ۶۵ درصد هم مشکل سوءمصرف مواد دارند. در برخی موارد هم عامل ارتکاب جرم، خشم، افسردگی، مصرف مواد یا الکل است که در آن فرد مجرم به تبعات جرم خود آگاه نیست. گاهی هم تروما و فقر با بروز جرم مرتبط است که مجازات، جواب این گونه جرایم نیست.

با در نظر گرفتن حتی همین پنج مورد، مجازات اعدام غیرانسانی، تبعیض‌آمیز، خودسرانه و بی‌فایده است. پس چرا باید اصلا وجود داشته باشد؟

این مجازات در حال محو شدن از روی کره زمین است و بهتر است کشورهایی که هنوز به آن دلبستگی و وابستگی دارند هم مجازات مرگ را هر چه زودتر لغو کنند.

نتیجه یک پژوهش تازه: تبعیض جنسیتی بخش‌هایی از مغز زنان را کوچک‌تر می‌کند

۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۲، ۱۹:۲۰ (‎+۱ گرینویچ)

نتایج پژوهشی جدید از یک تیم بین‌المللی متخصصان علوم اعصاب، روان‌شناسان و متخصصان حوزه سلامت، نشان می‌دهند «تبعیض مبتنی بر جنسیت» طی سال‌های شکل‌گیری شخصیت کودک (در این مورد کودکان دختر)، بخش‌هایی از مغز آنان را کوچک‌تر می‌کند.

محققان داده‌های جمع‌آوری‌شده از ۲۹ کشور جهان را برای بررسی اثرات احتمالی تبعیض‌های روا شده در کودکی بر مغز زنان مورد پژوهش قرار دادند.

پیش از انتشار این پژوهش، تحقیقاتی در حوزه‌های مشابه به منظور بررسی احتمال تاثیر تبعیض جنسیتی بر عملکرد مغز انجام شده بود که نشان می‌داد این‌گونه تبعیض‌ به مشکلات سلامت روان و موفقیت‌های کمتر تحصیلی منجر می‌شود.

برای بررسی بیشتر اما محققان داده‌هایی را از ام‌آرآی مغزی هفت هزار و ۸۷۶ نفر در ۲۹ کشور جهان جمع‌آوری کردند.

علاوه بر در نظر گرفتن «موقعیت اجتماعی و سطح تحصیلات»، محققان به‌عنوان بخشی از پژوهش، شاخص‌های نابرابری را هم محاسبه کردند تا میزان تبعیض جنسیتی مرتبط با هر کشور را بررسی کنند.

نتایج این پژوهش در ژورنال «پیشرفت آکادمی ملی علوم» منتشر شد و الگویی را نشان داد مبنی بر این که سه بخش مغز زنان در کشورهایی با شاخص نابرابری بالاتر، کوچک‌تر از همان سه بخش مغز در زنانی است که در کشورهایی با «نابرابری جنسیتی کمتر» بزرگ شده‌اند.

همچنین یافته‌ها نشان دادند هر‌ چه عدد شاخص نابرابری در کشوری «بالاتر» باشد، آن سه بخش مغز زنان در آن کشورها «کوچک‌تر» است.

100%

هر سه بخشِ متاثر از تبعیض جنسیتی، در نیم‌کره راست مغز واقع شده و قسمتی از قشر حدقه‌ای پیش‌پیشانی، بخشی از قشر پس‌سری و بخشی از سینگولیت مغز را تشکیل می‌دهند.

این سه بخش مغز در کودکان دختر و پسر در اثر «شرایط ناگوار در کودکی» نیز تغییر می‌کنند.

بر اساس گزارش پژوهشگران تحقیق مذکور، اگر رهبران کشورها باور داشته باشند زنان هوش کمتری از مردان دارند، قانون و مناسبات اجتماعی حاکم بر آن جوامع می‌تواند به تبعیض جنسیتی بینجامد که به مغز زنان در هنگام رشد لطمه می‌زند و طی چنین فرآیندی، بر هوش آنان هم واقعا تاثیر خواهد گذاشت.

طبق پیشنهاد محققان این پژوهش، برای جلوگیری از بروز چنین آسیبی به مغز زنان، سران کشورها باید با رد کلیشه‌های جنسیتی، این چرخه معیوب را در هم بشکنند.

خیزش انقلابی مردم ایران؛ روسری افتاده زن‌ها، ریسمان دور گردن دیکتاتورها

۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۲، ۲۱:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)

آسوشیتدپرس در گزارشی از مبارزه زنان در ایران، با برداشتن «حجاب اجباری» از سر نوشته است که ترجمه‌ای از آن را در ادامه می‌خوانید.

طبق بیلبوردهایی که در خیابان‌های تهران بزرگ نصب شده‌اند، زنان باید برای احترام به مادرانشان «حجاب اجباری» بر سر بگذارند اما احتمالا برای نخستین بار پس از روزهای پرآشوب انقلاب ۵۷ است که بیشتر زنان -از جوان و مسن- انتخاب کرده‌اند روسری سر نکنند.

چنین حریف طلبیدن آشکار حکومت از سوی زنان، ماه‌ها پس از شروع اعتراضات در ایران است و با آن که به نظر می‌رسد اعتراضات خوابیده اما انتخاب زنان برای برداشتن حجاب از سر، چالش جدیدی برای حکومت مذهبی است.

جمهوری اسلامی در واکنش به تهدید روی آورده و بعضی کسب‌وکارها را که به زنان بدون حجاب اجباری خدمات ارائه کرده‌اند، تخته کرده است.

اما بنا بر نظر تحلیلگران در ایران، اگر حکومت پا روی دم شهروندان بگذارد، می‌تواند آتش اعتراضات را بار دیگر شعله‌ور کند.

زنان در ایران می‌گویند جانشان به لبشان رسیده و فارغ از عواقب برداشتن حجاب، برای آزادی‌ خود و آینده‌ای بهتر برای دخترانشان می‌جنگند.

بعضی معتقدند هر چه زنان بیشتری به جمع زنان بدون روسری بپیوندند، مهار بی‌حجابی برای حکومت دشوارتر خواهد شد.

شروین، دانشجوی ۲۳ ساله ساکن تهران می‌گوید: «می‌خواهند همه کسب‌وکارها را تعطیل کنند؟»

او می‌گوید اگر زنی بدون حجاب به پاسگاه پلیس برود، پاسگاه را هم می‌بندند؟

100%

ویدای ۲۹ ساله هم می‌گوید که تصمیم او و دوستانش برای روسری سر نکردن در خیابان فراتر از روسری است و پیامی برای حکومت است مبنی بر این که :«دست از سر ما بردار!»

ایران و کشور همسایه‌اش افغانستان، تنها کشورهایی هستند که حجاب در همه فضاهای عمومی آن اجباری است.

پیش از آغاز خیزش انقلابی ایرانیان، زنان بدون روسری در کوچه و خیابان دیده نمی‌شدند؛ گرچه روسری برخی گاهی روی شانه‌هایشان می‌افتاد. حالا اما دیدن زنان بدون روسری در مناطقی از تهران منظره‌ای عادی است.

۴۰ سال پس از انقلاب ۵۷، بسیاری از زنان در تهران بدون روسری دیده می‌شوند و حکومت که در ابتدای خیزش انقلابی سعی داشت از برخورد مستقیم با آنان خودداری کند، حالا چند هفته‌ای است که حلقه سرکوب رابه گرد زنان تنگ‌تر کرده است.

چندین هفته پیش، مرکز خرید ۲۳ طبقه‌ای اپال در شمال تهران هم به بهانه «بی‌حجابی زنان» تعطیل شد.

100%

کسری، فروشنده ۳۲ ساله لباس در مرکز خرید اپال می‌گوید که چنین برخوردی تنبیه دسته‌جمعی است.

او اظهار تعجب می‌کند که مرکز خریدی با صدها کاسب سر چندین تار موی مشتریان بسته شده است.

یک تحلیگر سیاسی اما هشدار می‌دهد کاسبانی که در زمان اعتراضات پس از کشته شدن ژینا (مهسا) امینی ساکت مانده بودند، ممکن است این بار (در مقابل تعطیل کردن کسب‌وکارها) سکوت نکنند.

به نظر می‌رسد سرکوب زنان از سوی حکومت در آینده شدت خواهد گرفت.

از سوی دیگر دیپلماسی جهانی با جمهوری اسلامی هم به ایستایی دچار شده و به همین دلیل باز ممکن است اعتراضات شدت بیابد.

ثریای ۳۳ ساله می‌گوید که او همین حالا هم با برداشتن حجاب برای هدفی بزرگ‌تر می‌جنگد.

او در راه رساندن دختر هفت ساله‌اش به مدرسه به آسوشیتدپرس می‌گوید که نمی‌خواهد دخترش تحت همان فشار ایدئولوژیکی باشد که او و هم‌نسلانش متحمل شده‌اند.

او تاکید می‌کند که این انتخاب به منظور رساندن دخترش به آینده‌ای بهتر است.

مدیترانه، گذرگاه مرگ‌بارِ هزاران مهاجر آواره از پشت امواج زیبا

۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۲، ۱۷:۱۸ (‎+۱ گرینویچ)

دریای مدیترانه در سال‌های اخیر با تصاویر زیبایی شناخته شده است که شرکت‌های گردشگری آن‌ها را ارائه کرده‌اند. در چشم مردمانی که ناگزیر به ترک خانه و کاشانه شده‌اند و قصدشان عبور از مدیترانه است اما این دریا احتمالا چندان زیبا به نظر نمی‌رسد بلکه بیشتر گذرگاهی مرگ‌بار است.

همان اندازه که این دریا بیمناک است برای مردمانی که به امید داشتن زندگی بهتر تن به عبور از امواج غیرقابل پیش‌بینی آن می‌دهند تا خود را به سواحل کشورهای اروپایی برسانند، برای دولت‌های اروپایی هم تبدیل به چالشی بزرگ شده است.

100%

سواحل جنوبی ایتالیا با نزدیک‌ترین فاصله از سواحل شرقی دریای مدیترانه، مقصد شمار زیادی از مهاجران غیرقانونی در سال‌های گذشته شده که با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کنند.

یورونیوز برای بررسی واکنش اروپا به این موضوع با آنتونیو ویتورینو، مدیرکل سازمان بین‌المللی مهاجرت سازمان ملل متحد گفت‌وگویی داشته که گزارشی از این گفت‌وگو در پی می‌آید.

آیا دست دولت‌های اروپایی به خون آلوده است؟

به گفته ویتورینو، از سال ۲۰۱۵ دریای مدیترانه مسیر رو به رشد مهاجرت غیرقانونی به سوی اروپا بوده؛ به طوری که ارقام مرتبط با این موضوع در سه ماهه اول سال ۲۰۲۳ نسبت به مدت مشابه سال قبل از آن، «چهار برابر» شده است.

طبق گزارش سازمان بین‌المللی مهاجرت، تاخیر در امدادرسانی به پناهجویان از سوی دولت‌های اروپایی باعث بروز حوادثی مرگ‌بار در مسیر مدیترانه مرکزی است.

در سال جاری و در جریان شش حادثه غرق شدن کشتی، دست‌کم ۱۲۷ نفر جان خود را از دست دادند و بی‌پاسخ ماندن درخواست کمک در مورد هفتم نیز منجر به مرگ حداقل ۷۳ نفر شد.

100%

ویتورینو با ابراز تاسف از این موضوع گفت: «زمان آن است که دولت‌های اروپایی سه موضوع اصلی را به صورت جدی بررسی کنند: یکی این که باید از سفرهای خطرناک مردم جلوگیری شود که در این زمینه نیاز به همکاری با کشورهای مبدا داریم.»

او موارد دوم و سوم را به این ترتیب بیان کرد: «با ابتکار عمل دولت‌های اروپایی باید جلوی مرگ مردم را در دریای مدیترانه را بگیریم چون نمی‌توانیم از سازمان‌های غیردولتی انتظار جلوگیری از این فجایع را داشته باشیم. همچنین باید بتوانیم مقاصد قایق‌های مهاجران را پیش‌بینی کرده و با راه‌اندازی سیستم جابه‌جایی سریع، جلوی فشار مضاعف بر کشورهای در دسترس‌تر را بگیریم.»

بررسی آنچه در عمل رخ می‌دهد

در عمل اما کشورهای اروپایی از هماهنگی لازم برای سامان‌دهی به موضوع پناهجویان برخوردار نیستند.

ویتورینو به یورو‌نیوز گفت: «هر یک از دولت‌های اتحادیه اروپا در موضوع پناهندگی بر اساس قوانین خود عمل می‌کند. باید توجه داشته باشیم هیچ کشوری نمی‌تواند به تنهایی با چنین چالشی مقابله کند. اتحادیه اروپا نیاز به یک رویکرد مشترک در میان تمام کشورهای عضو دارد.»

100%

خطر سوءاستفاده از مهاجران

ویتورو گفت: «سال گذشته بحرانی جدی در مرز بلاروس با لهستان داشتیم. من به وضوح گفته‌ام اتحادیه اروپا اجازه استفاده ابزاری از مساله پناهجویان را برای مقاصد سیاسی نمی‌دهد.»

او سوءاستفاده از مردم ناامید، با وعده «دسترسی آسان‌تر به سایر کشورهای اروپایی» را «نقض آشکار حقوق اساسی مهاجران و پناهجویان» خواند و گفت آنچه سال گذشته رخ داد «نمی‌تواند دوباره تکرار شود».

100%

ملیت پناهجویان و سرنوشت آن‌ها

فعالان حقوق بشر اروپا با اشاره به برنامه منسجم کشورهای اروپایی در امر اسکان پناهندگان اوکراینی پس از تجاوز نظامی از سوی روسیه، این پرسش را مطرح می‌کنند که آیا اروپا در موضوع پناهجویان استانداردی دوگانه دارد؟ آیا وقتی پناهجویان شبیه ما یا هم‌دین ما هستند، از آن‌ها استقبال می‌شود؟

ویتورینو بدون دادن پاسخ روشنی به این نگرانی گفت: «دستورالعمل حفاظت موقت مصوب سال ۲۰۲۰ میلادی ابزار بسیار موثری برای همبستگی و حمایت از مردم جنگ‌زده اوکراین بود.»

100%

او ادامه داد: «وقتی با افرادی روبه‌رو هستید که از جنگ آسیب دیده‌اند و در معرض سوءاستفاده و استثمار قرار دارند -به ویژه زنان و کودکان- باید منابع لازم را برای اقامت طولانی‌مدت آنان و تامین امنیتشان در کشورهای میزبان بیابید که وضعیتی چالش‌برانگیز به وجود می‌آید.»

به گفته ویتورینو با گذشت بیش از یک سال از آغاز جنگ اوکراین، این چالش پابرجاست است و چشم‌اندازی از بازگشت جنگ‌زدگان اوکراین به این کشور -به این زودی‌ها- دیده نمی‌شود.

تغییرات آب‌وهوایی و مهاجرت

در حال حاضر تغییرات آب‌وهوایی جدی‌ترین بحران موجود در سراسر جهان است.

سالانه حدود ۲۰ میلیون نفر در اثر این پدیده‌ها آواره می‌شوند که اکنون عمدتا آواره‌های داخلی هستند اما دیر یا زود مجبور به عبور از مرزهای بین‌الملی می‌شوند.

آیا دولت‌ها این چالش را جدی می‌گیرند؟ آیا اقداماتی صورت می‌گیرد برای اسکان مردمی که از خانه‌هایشان می‌گریزند و آواره می‌شوند؟

100%

ویتورینو در توضیح این موضوع گفت: «تعداد افرادی که به علت تغییرات آب و هوایی مجبور به جابه‌جایی هستند در حال افزایش است. بنابراین دو عنصر آب‌وهوا و درگیری‌ها با هم تعامل دارند و محرک مهاجرت‌ها هستند.»

به گفته او در بیست‌وهفتمین کنفرانس تغییرات آب‌وهوایی در شرم‌الشیخ، تاثیر این تغییرات بر مهاجرت اجباری بررسی و این مساله مطرح شد که اتحادیه اروپا باید به این کشورها در «یافتن راه‌حل‌های پایدار برای آینده» کمک کند.

بر اساس گزارش یورو‌نیوز، تاکید بر وجود این مشکلات و صحبت در مورد آ‌ن‌ها، اولین گام برای بهبود شرایط است.

آنچه در درجه نخست اهمیت قرار دارد، ارائه راهکارهای عملی از سوی دولت‌ها و همکاری همه‌جانبه آنان برای جلوگیری از وقوع فجایع زیست‌محیطی است که ادامه حیات تمام گونه‌های روی کره زمین را تهدید می‌کنند.

نتیجه یک پژوهش جدید: پوستی که با صابون شسته شده باشد بیشتر طعمه نیش پشه می‌شود

۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۲، ۱۱:۱۲ (‎+۱ گرینویچ)

تابستان کم‌کم از راه می‌رسد. فصل گرما با پشه‌هایی همراه است که بدشان نمی‌آید هر از گاهی روی پوستمان فرود بیایند تا تشنگی‌شان را با خون انسان فرو بنشانند. البته خارش و سوزش کلافه‌کننده‌ را هم باید اضافه کرد که تا چند روز پس از نیش خوردن هم دست از سر ما بر نخواهد داشت.

گاردین در مقاله‌ای به یافته‌های یک پژوهش جدید در دانشگاه ایالتی و موسسه پلی‌تکنیک ویرجینیا درباره پشه‌ها و نیششان پرداخت که در ژورنال علمی «آی‌ساینس» منتشر شده است.

شاید به گوشتان خورده باشد که شستن پوست با صابون، راهی برای فرار از نیش پشه است؛ با این منطق که اگر پشه نتواند پوست شما را بو بکشد، نمی‌تواند نیشتان هم بزند.

اما طبق یک پژوهش جدید، بوی صابون به جای این که شما را از رادار پشه دور نگه دارد، ممکن است شما را به طعمه لذیذتری برای این حشره تبدیل کند.

در این تحقیق، پشه‌ها بوی پوست و بدن داوطلبانی که خودشان را با سه صابون (از چهار صابون محبوب مشتریان در بازار) شسته بودند، ترجیح دادند.

طبق یافته‌های تیم تحقیق، ممکن است پشه‌ها پوست صابون‌زده را بیشتر دوست داشته باشند چون زمانی که از خون بقیه تغذیه نمی‌کنند، شکر مورد نیاز بدنشان را از شیره گیاهان تامین می‌کنند.

100%

کِلِمان وینوژه، سرپرست تیم تحقیق مذکور در در دانشگاه ایالتی و موسسه پلی‌تکنیک ویرجینیا گفت حس پشه‌ها وقتی به پوستی می‌رسند که به خاطر صابون بوی گل و گیاه و میوه می‌دهد، مثل بیدار شدن از خواب با بوی قهوه و مافین است که «خیلی می‌چسبد» و در حقیقت افراد در آن صورت، در آن واحد هم بوی آدم و هم بوی گل می‌دهند.

این پژوهش همچنین نشان داد تاثیر صابونی که به تن افراد خورده هم در جذب پشه‌ها متفاوت عمل کرده و این به دلیل ترکیب رایحه صابون با بوی خاص بدن هر فرد است.

وینوژه گفت موضوع جالب دیگر این است که اگر فردی پوستش را نشسته بود و باب دل پشه‌ها بود، پس از شست‌وشو با صابون برای آنان دلخواه‌تر هم می‌شد اما اگر همین فرد خودش را با صابون مارک دیگری می‌شست، پشه‌ها از او فراری می‌شدند.

نتیجه این پژوهش جدید نشان می‌دهد انتخاب صابونی خاص موجب می‌شود برخی افراد خوراک پشه‌ها باشند و بعضی پشه‌ها حتی سمتشان هم نروند.

100%

داوطلبان شرکت‌کننده در این پژوهش، نمونه پارچه‌ای از لباسی فرستاده بودند که با بدن نشسته و شسته (با صابون) به تن کرده بودند. برند صابون‌هایی که داوطلبان از آن‌ها استفاده کردند دایِل، داو، نِیتیو و سیمپِل تروث بود.

طی تحقیق مشاهده شد پشه‌های ماده -و البته فقط پشه‌های ماده‌اند که از خون تغدیه می‌کنند- بر روی این نمونه پارچه‌ها می‌نشستند که این نشان‌دهنده تمایل این حشرات به بویی خاص (صابون و بوی پوست فرد یا آمیزه‌ای از هر دو) بود.

در این مطالعات، پوست افرادی که خودشان را با صابون داو، دایل و سیمپل تروث نشسته بودند برای پشه‌ها جذابیت بیشتری داشت اما این درباره داوطلبانی که خودشان را با صابون نیتیو شسته بودند صادق نبود که این ممکن است به دلیل بوی نارگیل این صابون باشد.

طبق تحقیقات پیشین، نمونه‌هایی در دست است که نشان می‌دهند روغن نارگیل به صورت طبیعی پشه‌ها را فراری می‌دهد.